جستجو در مطالب و اشخاص
آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی در سال 1267 ه.ق. در روستاى "مهرجرد" یزد به دنیا آمد. در زادگاه او، مدرسه و مکتب نبود و کودکانی که بزرگ می شدند به دنبال کار و حرفه پدران خود می رفتند اما عبدالکریم حائری سرنوشت دیگری داشت و وسیله درس و دانش اندوزی برای او فراهم شد.آیت الله حائری در 18 سالگی قصد عزیمت به عتبات عالیات کرد. ایشان چند سالی را در محضر "آیت الله فاضل اردکانی در حوزه علمیه کربلا بودند و پس از آن به راهنمایی استاد خود به حوزه علمیه سامرا نزد "آیت الله میرزای شیرازی" رفتند؛ پس از رحلت میرزای شیرازی راهی نجف شدند اما دریافتند که حوزه علمیه کربلا به وجودشان نیاز دارد از این رو راهی کربلا شدند.گذشته از اراده محکم و تلاش خستگى ناپذیر شیخ عبدالکریم در راه تحصیل دانش، استادان پرمایه نیز در شکل گیرى شخصیت علمى و معنوى او نقش اساسى ایفا مى کردند.آیت الله حائری در نجف و کربلا از مدرسین بزرگ بودند که در سال 1332 با دعوت علما و رجال بزرگ به شهرستان اراک عزیمت کردند و در حوزه علمیه آنجا به تربیت شاگردان پرداختند. در سفر شیخ عبدالکریم حائری به قم، مردم و علمای قم خواستار اقامت ایشان در قم شدند. آیت الله حائری پس از اقامت در قم و تأسیس حوزه علمیه قم گامهای بزرگی برداشتند به گونه ای که حوزه علمیه قم در ردیف بزرگ ترین حوزه های علمیه جهان تشیع قرار گرفت.آیت الله شیخ عبدالکریم حائری در 17 ذیقعده 1355 هـ.ق وفات یافت و در جوار حرم حضرت معصومه به خاک سپرده شد. 

استعداد و نبوغ عبدالکریم حائری زمینه ای شد تا یکی از بستگانشان به نام محمد جعفر معروف به (میرابوجعفر) که خود عالم و در کسوت روحانیت بود، عهده دار تحصیل عبدالکریم شود. او با رضایت پدر و مادر عبدالکریم او را به اردکان برد و به مکتب خانه سپرد.عبدالکریم حائری، در "اردکان" چندین سال در رفت و آمد بود. روزها در درس استادان حاضر مى شد و شبها در خانه میرابوجعفر به سر مى برد و گاهى در شبهاى جمعه به منظور دیدار با پدر و مادر راه "مهرجرد" را پیش مى گرفت.هر چند فوت پدر مدتی او را از تحصیل دور کرد اما اشتیاق به کسب علم باعث شد او وارد حوزه علمیه یزد شود و به کسب معارف قرآنی بپردازد. 

در اواخر قرن سیزدهم، یزد حوزه علمى پر رونقى داشت. 5 مدرسه علوم دینى در این شهر، بخش عمده اى از دانشجویان علوم اسلامى را در خود جاى داده بود و دانشمندان بزرگى که تربیت یافته حوزه پر آوازه نجف و شاگردان "شیخ انصارى" و "میرزاى شیرازى" بودند، در آنجا به تدریس علوم مختلف اسلامى اشتغال داشتند. در میان مدرسه هاى مختلف علوم دینى، مـدرسه بزرگ "محـمد تقى خـان" از معروف ترین آنها به شمار مى رفت که بسیارى از درسهاى دوره سطح و خـارج در آنجـا تدریس مى شد. عبدالکریم حائری، در چنین جوّ معـنوى وارد "دارالعبـاده" یـزد شد و در مدرسه "محمد تقى خان" ساکن شد و سالها با شور و اشتیاق فراوان در پاى درس استادان بزرگ به تحصیل علوم اسلامى پرداخت.  

شیخ عبدالکریم حائری در 18 سالگی به شوق دیدار عتبات راهى سرزمین عراق شد. او به همراه مادرش با کاروان زیارتى راهى آنجا شد و بى درنگ به حلقه دانشوران و عالمان پیوست.  عبدالکریم حائری ابتدا چند سالى در حوزه علمیه کربلا در محضر "آیت الله فاضل اردکانى" بود و پس از آن با راهنمایى استادش به حوزه علمیه سامرّا و به محضر "میرزاى شیرازى" رفت.   در حوزه سامرّا "میرزاى شیرازى" در آن زمان مرجع وقت و در رأس حوزه علمیه سامرّا بود. وى از آنجـا که به علم و معنویت "آیت الله اردکانى" احترام زیادى مى گذاشت شیخ عبدالکریم را مورد توجه قرار داد. مى گویند وقتى میرزای شیرازی نامه فاضل اردکانى را خـواند رو به عبـدالکریم کرد و فرمود: «مـن به شـما اخـلاص پیـدا کردم.» از همین رو آن طلبه جوان و پرتلاش را در منزل خود جاى داد. آیت الله حائرى پس از اینکه به مقام اجتهاد نایل گشته بود از این دوران به نیکى یاد کرده، از خانه میرزا خاطراتى را این گونه نقل مى کرد: «سرداب خانه میرزا هم محل مطالعه ام بود و هم محل استراحتم و در ماه مبارک رمضان سحرى را نیز در آنجا مى خوردم امّا براى افطار به خانه میرزا باز نمى گشتم، بلکه به علت گرماى طاقت فرساى هوا، به سوى فرات رفته، آب مفصلى مى خوردم و شنا مى کردم.» شیخ عبدالکریم در حوزه علمیه سامرّا 12 سال تمام به تحصیل علم پرداخت. او در این مدت با همه رنجها و مشقتها ساخت و فارغ از هرگونه اشتغال دیگرى با دلى پر امید، به آینده روشن خویش چشم مى دوخت و سرانجام نیز به کمالات علمى و معنوى نایل گشت.   اقامت در کربلا آیت الله حائرى پس از رحلت "میرزاى شیرازى" راهى نجف شد و در آنجا اقامت کرد اما خیلی زود دریافت که حوزه علمیه کربلا به وجود او نیاز بیشتری دارد. به همین دلیل راهى کربلا شد. کربلا که روزگارى حوزه علمیه معروف و باشکوهى داشت در آن روزها دیگر شکوه و رونق خود را از دست داده بود و هیچ جنب و جوشى در مدرسه هاى علمیه به چشم نمى خورد و از تراکم طلاب مثل سالهاى دوران تحصیل عبدالکریم خبرى نبود. به همین خاطر ایشان حوزه علمیه این شهر را انتخاب کرد و اینجا بود که او لقب "حائرى" را براى خود برگزید. با حضور اندک مدّت خود در حوزه علمیه کربلا، غبار عزلت و فراموشى سالهاى گذشته را از چهره این شهر زدود و پس از سالها آرامش و سکوت بار دیگر همهمه طلاب در مدارس پیچید و بارگاه امام حسین(ع) نیز با طنین افکندن بحثهاى علمى دانش پژوهان در آن، جلوه اى دیگر گرفت.  آیت الله حائرى در این مدّت دو درس عمده خارج اصول و فقه تدریس مى کرد و باقى اوقاتش را در اختیار طلاب علوم دینى قرار داد و علاوه بر اینها، در مقام کسى که "آیت الله میرزا محمد تقى شیرازى"، مرجع تقلید شیعه، احتیاطات خود را به ایشان ارجاع داده، پاسخگویى به مسائل دینى مردم را نیز بر عهده گرفت.  

آیت الله حائرى در اواخر سال 1332 هـ.ق وقتى ماجراجویى انگلیس در عراق شدت گرفت و دامنه آشوب به شهر کربلا نیز کشیده شد به دعوت مردم اراک عزم سفر به ایران کرد و تا سال 1340 که عازم قم شد در کنار مردم این دیار و در خدمت حوزه علمیه شهر اراک بود.  گویند در این ایام امام خمینى(ره) جوانى 20 ساله بود که با شنیدن آوازه حوزه علمیه شهر اراک، از عزیمت به حوزه اصفهان صرف نظر کرد و به سوى اراک شتافت و تا انتقال این حوزه به شهر مقدس قم از حوزه دانش و معرفت این مرد بزرگ بهره ها جست. آیت الله حائرى به مدّت 8 سال در این حوزه پر شکوه بر مسند تدریس تکیه زد و در کنار مسئولیت سنگین مرجعیت از پرورش و شکوفایى استعدادهاى طلاب جوان نیز لحظه اى غافل نبود.  

قم از بزرگترین شهرهاى مذهبى جهان تشیع به شمار مى آید که از روزگاران نخست تولد تشیع در ایران، به مرکزیت شیعه شهرت داشته است. این شهر همانند شهرهاى نجف و کربلا در سالهاى پس از ظهور اسلام ایجاد گردید و با ورود حضرت معصومه(س)، دختر امام موسى کاظم(ع) و بعدها به سبب وجود بارگاه عظیم آن حضرت به عظمتش افزوده شد و مورد توجه مشتاقان اهل علم و ایمان قرار گرفت. قم تاریخ درخشانى در خصوص برپایى حوزه علمیه و پایگاه دینى مردم دارد. اولین کسانى که در این شهر براى تأسیس حوزه علمیه قیام کردند، محدثان و روات قبیله اشعرى بودند که از یاران امامان معصوم(ع) به شمار مى رفتند. سپس ظهور شخصیتهاى بزرگى چون "شیخ کلینى" و "شیخ صدوق" و پس از آنها، رو آوردن شیعیان علوى بدین حوزه بر رونقش افزود امّا با اینهمه این شهر روزگارى نیز خالى از عالمان بوده است و از قرن ششم هجرى تا دوران صفویه چندان رونقى نداشته است و بر حجره هاى مدارس آن گرد غربت و تنهایى نشسته بود. در اوایل قرن یازدهم هـ.ق چند سالى شخصیتهاى بزرگى چون "صدرالدین شیرازى"، "فیاض لاهیجى" و "فیض کاشانى" و بعدها "میرزاى قمى" در مدارس این شهر به بحث و اشاعه علوم اسلامى در فقه، تفسیر کلام، فلسفه و عرفان پرداختند و با تشکیل جلسات پرشکوه علمى مدتى کور سوى دانش را در این شهر روشن نگه داشتند اما پس از آن تا روزى که آیت الله حائرى پا به این شهر گذاشت وضع حوزه هاى علمیه همچنان اسفبار و مدتها عظمت گذشته آن فراموش شده بود.   استقبال مردم قم از آیت الله حائری  آیت الله حائرى پیش از آنکه از طرف اهالى قم به این شهر دعوت شود یک بار در سال 1332 هـ.ق در سفرى که به مشهد رضوى عزیمت نمودند، از قم نیز دیدن کرده و چند شبى را در کنار حرم حضرت فاطمه معصومه(س) گذرانده و اوضاع مدارس دینى را از نزدیک مشاهده نموده بود. گفته شده ایشان پس از آنکه از نزدیک اوضاع اسفبار مدارس علمى این شهر را دید، بسیار ناراحت و افسرده خاطر قم را ترک گفت و اطرافیانش بارها از او شنیدند که مى گفت: «چه مى شد اگر حوزه علمیه قم سرو سامان مى گرفت.» آیت الله حائرى در اواخر زمستان 1300 هـ.ش (22 رجب 1340 ق.) بود که با فرزند بزرگش "حاج شیخ مرتضى حائرى" به همراه "آیت الله محمد تقى خوانسارى" به قصد اجابت دعوت مردم، از اراک به سمت قم حرکت کردند و در میان انبوه جمعیت استقبال کننده وارد شهر قم شدند.  

تأسیس حوزه علمیه قم چیزى بود که زمزمه آن قرنها پیش از حوزه علمیه نجف شروع شده بود و ریشه در روایات امامان معصوم(ع) داشت، امام صادق(ع) در قرن دوم هجرى قمرى به یاران خود درباره شهر قم و مرکزیت این شهر براى دانش اسلامى چنین فرموده بود: «زود بـاشد که کـوفه روزگارى از مؤمـنان خالى گردد و دانش در آن ناپدید شود... و به شهرى که آن را "قم" گویند ظاهر شود و معدن اهل علم و فضل شود.» حضور آیت الله حائرى در قم این نوید امامان بزرگوار شیعه را که همواره زبان به زبان نقل شده و در ذهن شیعیان جاى گرفته بود، تحقق مى بخشید. اوایل بهار 1301 ش، پس از 2 ماه اقامت آیت الله حائرى در شهر قم، در منزل "آیت الله پایین شهرى"، جلسه اى از طرف علما، بازاریان و کسبه تهران تشکیل شد که بزرگانى از فقهاى قم چون "آیت الله بافقى"، "آیت الله کبیر" و "آیت الله فیض" در آن شرکت داشتند. در این جلسه، گفتگو پیرامون حوزه علمیه قم، ساعتها به درازا کشید و سرانجام نظر نهایى به آیت الله حائرى محول شد.   قبول تأسیس حوزه علمیه به اصرار علما و بزرگان علم و معرفت همه علما و بزرگان علم و معرفت، قبول این امر مهم را به آیت الله حائرى اصرار کردند و نیز بسیارى از بازاریان و کسبه در تأمین مالى حوزه اعلام آمادگى نمودند. آیت الله حائرى ابتدا بر این عقیده بود که بزرگان قم خود این کار را انجام دهند و از عهده این امر خطیر نیز بر خواهند آمد اما چون اصرار بى حد علما را مشاهده کرد تکلیف را بر عهده خود ثابت دید و این نکته را بیان فرمود: «استخاره خواهیم کرد آیا صلاح است در قم مانده، به فضلا و محصلین حوزه اراک که انتظار بازگشت مرا دارند، بنویسم به قم بیایند یا نه؟» وى صبح روز بعد، پس از آنکه نماز صبح را به پایان رساند در حرم حضرت معصومه(ع) به دعا و نیایش ایستاد و به قرآن روى آورد. نقل است که آیت الله حائرى به قرآن استخاره نمى کرد و مى فرمود من درست نمى فهمم مثلاً «یسبح له ما فى السموات و الارض، نسبت به موضوع استخاره خوب است یا بد» اما در مورد ماندن در قم به قرآن استخاره کرد و خود را به مشیت الهى سپرد که آیه اى زیبا و مناسب حالش «... و أتونى باهلکم اجمعین» خط مشى آینده او را ترسیم نمود و آیت الله حائرى را مصمّم ساخت حوزه علمیه قم را سامان داده، شاگردان خود را از اراک به این شهر فرا خواند. با اقامت گزیدن آیت الله حائرى در قم بنیان حوزه علمیه قم نیز نهاده شد و با گامهاى بزرگى که ایشان برداشت این حوزه بتدریج رشد کرد و در ردیف بزرگ ترین حوزه هاى علمیه جهان تشیع درآمد.  

اساسى ترین گام آیت الله حائرى پس از تأسیس حوزه، تعمیر مدارس دینى و تغییر روش آموزشى بود که تحولى عظیم را در آنها به وجود آورد و دوران نابسامان حوزه علمیه قم پایان گرفت.  ابتکار آیت الله حائرى پس از توجه دادن محصلان علوم دینى به ژرف نگرى در درس و بحث علمى گزینش "هیأت ممتحنه" براى گرفتن امتحان از دروس حوزوى بود که امروز چنین روشى در آموزش و پرورش همه کشورها از ضروریات کار محسوب مى شود. پـس از تـأسیس حـوزه عـلمیه قـم بـود که در کمترین زمان، روح بالندگى و تحرّک علمى و فرهنگى در بسیارى از شهرهاى ایران نـمایان گردید. پرورش یافتگان حوزه علمیه قـم به سایر بلاد سـرازیر گشتند، و ده ها کتابخانه و مدرسه علوم دینى در سـراسر کشور تأسیس شد. در آن روزگار که چند مدرسه دولتى ایران محدود به شاهزادگان و حـکومتیان بود، درگاه حوزه هاى عـلمیه سراسر کشـور، به روى فرزندان هـمه اقشار ملت گشوده بود و حتى در دورترین نقاط کشور هم به همت علماى اسلام آثار اسلامى انتشار مى یافت و مکتبهاى درسى رونق مى گرفت. وضع مدارس دیگر شهرستانها نیز با رفتن شاگردان مکتب آیت الله حائرى بدان مناطق، رو به بهبود گذاشت و در خود شهر قم علاوه بر احیاى مدرسه هاى علمیه قدیمى چون فیضیه، دارالشفا، مؤمنیه، خان، مدرسه هاى بزرگ دیگرى نیز تأسیس شد.  

صبر و بردبارى یکى دیگر از خصوصیات روحى آیت الله حائرى در مقابل مشکلات بود که از وى رادمردى پراستقامت ساخته بود. ایشان در مقابل حوادث و مسائل سیاسى در اوایل شکل گیرى حوزه که مصادف با روى کار آمدن رضا خان پهلوى و به دنبال آن ماجراى کشف حجاب بود همواره صبر و بردبارى را پیشه خود ساخت و حراست از حوزه علمیه نوپا را که انهدام آن در رأس توطئه دشمنان دین بود، تلاش بسیارى نمود و همواره مى فرمود: «من حفظ حوزه علمیه را اهم مى دانم.» آیت الله حائرى در ماجراى کشف حجاب بارها با رضاخان برخورد و ستیز نمود. معروف است که: پس از ماجراى کشف حجاب و کشتار مسجد گوهرشاد ایشان هیچ گاه حال و روز خوشى نداشت و این اندوه را تا پایان عمر در دل داشت.  

آیت الله حائرى پس از عمرى تلاش و تربیت شاگردانی بزرگ، در 81 سالگى، در 17 ذیقعده 1355 هـ.ق (1315 هـ.ش) به دیار ابدى شتافت و در جوار مرقد حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شد. 

آیت الله حائرى در کنار مسئولیت بزرگ مرجعیت و اداره حوزه علمیه برطرف کردن نیازهاى اساسى مردم را از وظایف اصلى خویش مى دانست.   پیام آیت الله حائری در کمک به زلزله زدگان قم آیت الله حائری در حادثه سیل 1313 ش. که سیل بسیارى از خانه هاى مردم فقیر کنار رودخانه را طعمه خود ساخت و انبوهى از آنان را آواره و بى خانمان کرد، با ارسال پیام به سایر شهرهاى ایران، خواستار کمک دیگر هموطنان به این شهر سیل زده شد و انبوه کمکهاى مردم را به شهر قم سرازیر ساخت. ایشان در رسیدگى به این مهم، قطعه زمین وسیعى را در منطقه خاک فرج که متعلق به آستانه حرم حضرت فاطمه معصومه(س) بود، خریدارى نمود و با کمک دیگر اقشار جامعه، خانه هایى منطبق با اصول مهندسى وقت، به منظور اسکان آوارگان احداث کرد.    اختصاص "خانه فقرا" در روزگارى که بسیارى از مردم در خیابانهاى قم زندگى خود را به تکدى مى گذراندند وى محلى را به "خانه فقرا" اختصاص داد و مستمندان شهر را در آن مکان گرد آورد و بدین ترتیب صدقات و کمکهاى مالى مردم نیک اندیش را در مسیرى صحیح، صرف اداره امور آنان کرد.   پیشنهاد تأسیس بیمارستان فاطمی قم بیمارستان فاطمى قم به پیشنهاد به آیت الله حائرى و با مساعدت یکى از مؤمنین به نام آقا سید محمّد فاطمى تأسیس شده و بعدها با وجوهى از ارث آقاى سهام الدوله توسعه یافته است.   انتقال قبرستان قم به خارج شهر از خدمات دیگر آیت الله حائرى انتقال قبرستان قم به خارج از شهر است. در آن روزها قبرستان بزرگ قم در جوار در شمالى حرم حضرت معصومه(ع) قرار داشت و چهره ناخوشایندى به بافت قدیمى شهر داده بود و شهرى که پذیراى زائران اهل بیت و محل درس و بحث طلاب علوم دینى به شمار مى رفت، به صورت قبرستانى بزرگ به نظر مى آمد و اى بسا این امر موجب هتک حرمت به مقبره بزرگان تلقى مى شد. آیت الله حائرى در این مورد نیز گام ارزشمندى برداشت و در آن سوى رودخانه که آن روزها خارج از شهر محسوب مى شد زمین وسیعى را خریدارى و آن را به عنوان قبرستان عمومى شهر کرد. (این قبرستان قدیمى به "قبرستان نو" معروف شد.)  

در کنار همه تلاشهاى خستگى ناپذیر آیت الله حائرى، آثار قلمى مهمى نیز از ایشان به یادگار مانده است: - کتاب الصلوة، کتاب مفصلّى درباره مسائل نماز  - کتاب دُرَر الاصول، این کتاب تقریرات درس آیت الله سید محمد فشارکى است - کتابهاى دیگر آیت الله حائرى مجموعه رسائلى است که در ابواب مختلف فقهى مانند احکام ارث، احکام شیر دادن و مسائل ازدواج و طلاق به رشته تحریر درآورده است.  

آیت الله حائرى در دوران زندگى پربار خود علاوه بر خدمات بسیار ارزشمند فرهنگى و اجتماعى به اسلام و مسلمانان، در مکتب خود فرزانگان و اندیشمندان بزرگى را تربیت کرد. او که در دوران تدریس توجه ویژه اى نسبت به شاگردان خود داشت افراد خوش استعداد را همواره تشویق مى نمود و مورد حمایت خویش قرار مى داد. از میان شاگردان ایشان مى توان از "آیت الله امام خمینى"(ره)، "آیت الله گلپایگانى"، "آیت الله اراکى"، "آیت الله مرعشى نجفى" و صدها فرزانه دیگر نام برد.  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۷:۱۴

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۷:۱۵

آیت الله شیخ عبدالکریم حائری

خلاصه زندگی نامه

 آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی از مراجع تقلید شیعه و بنیانگذار حوزه علمیه قم بودند که از سال 1301 تا سال 1315 ریاست تامّه و مرجعیت کامل شیعیان را بر عهده داشتند.  

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع