جستجو در مطالب و اشخاص
آیت الله سیّد محمّد باقر دُرچه‌ ای در سال 1264 هجری قمری در روستای "درچه" واقع در شهرستان "لِنجِان" از استان "اصفهان" به دنیا آمد. وی در سیزده سالگی فراگیری علوم دینی را در "اصفهان" آغاز کرد و فقه و اصول را نزد عالمانی چون "محمد باقر خوانساری(صاحب روضات الجنات)، محمد حسن نجفی و میرزا ابو المعالی کرباسی" آموخت. سپس در سال 1290 ه.ق، جهت تکمیل تحصیلات به "نجف" رفت و در درس ‌های خارج فقه و اصول "میرزای شیرازی، سید حسن کوه کمری و میرزا حبیب الله رشتی و..." حاضر شد.این عالم فقید در سال 1303 به "اصفهان" بازگشت و تا آخر عمر به تالیف، تدریس و فعالیت‌های علمی و اجتماعی پرداخت و پس از درگذشت آیت الله "سید اسماعیل صدر" در سال 1338، بسیاری از مردم "اصفهان" و شهرهای دیگر، او را به عنوان مرجع تقلید انتخاب کردند.آیت الله درچه‌ ای در عملکرد سیاسی بسیار محتاط بود، در ماجرای نهضت مشروطه، همفکری او با "شیخ فضل الله نوری" در برهه ‌ای گزارش شده است. او در پاسخ به استفتائی در ربیع الثانی سال 1326، درباره مجلس شورای ملی، مفاسد این مجلس را در دو سال گذشته از حد و حصر بیرون دانست و کمک کردن به تشکیل آن را حرام خواند.سرانجام در سال 1342 ه.ق، این عالم بزرگ در "درچه" و در آستانه سخت گیری های دولت رضاخان پهلوی درگذشت و یا چنان که گفته شده است به شهادت رسید؛ پیکر وی در "اصفهان" تشییع و در قبرستان "تخت فولاد" به خاک سپرده شد. 

آیت الله درچه ای با 31 واسطه به امام موسی بن جعفر علیه ‌السلام‌ می ‌رسد؛ وی از اولاد "مرسی الثانی" معروف به "ابی سیحه" محسوب می ‌شود و بدین سبب او را "موسوی" لقب داده اند. علامه درچه ای هم چنین پنجمین فرزند از خانواده پرجمعیت آیت الله سید مرتضی درچه ای است. فرزندان فرزندان آیت الله محمد باقر درچه ای عموما اهل علم و کمال بوده اند که از آن جمله:-سید ابولعلی، عالم مسجد قطبیه بود و در هشتم جمادی الاول سال 1380ه . ق در راه مشهد درگذشت، جنازه اش را به اصفهان آوردند و دفن کردند. -سید ابوالمعالی درچه ای، در ششم ربیع الاول 1374 ه . ق در بیرون بقعه تکیه کازرونی دفن شد. این دو برادر هر دو دامادهای حاج آقا میرزا جمال الدین چهارسوقی بودند که به بیان مسائل و ترویج شریعت اشتغال داشتند و از هر یک اولاد و اعقابی باقی است. -آقا سید ابوالحسن از ائمه جماعت اصفهان بود. -حاج سید احمد مرتضوی درچه ای 

آیت الله درچه ای در هفت سالگى از مرحوم "ملا محمود" مکتب دار دلسوز قصبه‏ "درچه"، مقدمات علوم دینی را فرا گرفت، وى در کم ‏ترین زمان و برخلاف معمول و سایر همکلاسان از قرآن آغاز کرد و آموختن آن را سریع به پایان برد. آن‏ گاه کتاب‏هاى "گلستان سعدى، ترسل، نصاب و..." را گذراند و از آموختن ریاضیات و حساب سیاق و خلاصه آنچه که متداول در مکتب‏ خانه‏ ها بود، فارغ شد. جهش علمى سید محمّد باقر نسبت به سایر همکلاسان باعث شد که "ملا محمود"، پدر(سید مرتضى) را خواست و با صراحت به او گفت: «او از نظر حافظه و استعداد نه تنها بر همه فرزندانت، که بر دودمانت برترى دارد و آینده ‏اش بسیار درخشان است.» هنوز دو سال از تحصیل سید محمدباقر در مکتب‏ خانه نمى ‏گذشت که به پیشنهاد مکتب‏ دار و نظر مساعد پدر، آن جا را ترک کرد و مراحلی از فقه و اصول را در محضر پدرش فراگرفت. سپس در 13 سالگی به تحصیل در حوزه علمیه اصفهان روی آورد و در مدرسه‏ نیم ‏آورد (نیم‏ آور) اصفهان، در کنار برادر بزرگوارش آیت ‏اللّه سید محمّدحسین موسوى(محدّث) سکونت گزید و در آنجا به کسب علم همّت گماشت. بیش از یک سال از اقامتش نگذشته بود که تدریس فقه و اصول(سطح) را شروع کرد. پس از آن در سال 1291 ه.ق، جهت ادامه تحصیل راهی نجف اشرف شد و 14 سال در درس استادان برجسته آن حوزه شرکت کرد. از جمله اساتید وی در اصفهان و نجف عبارتند از: -مولی محمد معروف به میرزا ابوالمعالی، فرزند آیت الله حاج محمد ابراهیم کرباسی -میرزا محمد حسن نجفی اصفهانی (1237 ـ 1317 هـ . ق) -حاج شیخ محمد باقر نجفی (متوفی: 1301 هـ . ق)، او فرزند صاحب حاشیه و نوه شیخ جعفر کاشف الغطاء بود. -میرزا محمد باقر موسوی خوانساری چهار سوقی (صاحب روضات الجنات) آیت الله سید حسین کوه کمری (متوفی: 1291 هـ . ق) -میرزای شیرازی (1230 ـ 1312 هـ . ق) -میرزا حبیب الله رشتی 

آیت الله درچه‌ ای پس از فراگیری علوم دینی و حوزوی، در سال 1303 ه.ق به "اصفهان" بازگشت و تا آخر عمر به تالیف، تدریس و فعالیت‌های علمی و اجتماعی پرداخت. محل تدریس او مدرسه "نیم آورد"، "مسجد نو" و محل اقامه نماز جماعت او مسجد بازارچه "وزیر" بود. او هم چنین در حوزه علمیه اصفهان به عنوان استاد ممتاز فقه و اصول به شهرت رسید. چنانکه طالبان فقه از شهرهای دیگر نیز برای استفاده از حوزه درس وی به این شهر می ‌آمدند. مباحث درس آیت الله درچه‌ ای عمدتاً برگرفته از تقریرات درس‌های میرزا حبیب الله رشتی بود؛ گفته‌ اند که وی سه درس در هر روز داشت و هر درس را سه بار تقریر می‌ کرد. نظم در تدریس آیت الله سید عبدالحسین طیب از شاگردان علّامه درچه‌ ای، در خصوص جدّیت و نظم استادش در تدریس گفته است: «یازده سال در درس خارج آقا سید محمّد باقر درچه‌ای شرکت کردم، در تمامی این مدت فقط یک بار درس ایشان تعطیل شد که در آن هم چاره‌ای نبود، زیرا یک روز درس اول را گفته بود که خبر آوردند برادر شما آقا سید محمّد حسین درچه‌ای فوت کرده است. آقا فرمود: خدا رحمتش کند. خواست درس دوم را شروع کند که گفتند: آقا! ایشان وصیت کرده است، شما بر جنازه‌اش نماز بگذارید، از این روی ناچار شدند و درس را تعطیل کردند (ولی در حال پیاده رفتن به طرف تخت فولاد بالاخره درس را گفتند) این پشتکار و تلاش و بهره ‌گیری از لحظه‌ها و ساعات زندگی، بسیار مایه عبرت است.» در همین مورد مطلبی را حجت الاسلام و المسلمین حاج سید تقی درچه ‌ای (نوه اش) به شرح ذیل نقل کرده است: «خبر فوت آیت الله سید محمد حسین درچه‌ای معروف به "محدث اصفهانی" در حوزه اصفهان می ‌پیچد و حوزه و بازار اصفهان تعطیل می ‌شود. آیت الله علّامه سید محمّد باقر درچه ‌ای از حجره بیرون می ‌آید و حرکت می ‌کند برای تدریس به سوی مدرَس، طلاب به ایشان تسلیت می‌ گویند و اظهار می‌ دارند که اخوی بزرگتر شما فوت شده است و شما می‌ خواهید تدریس بفرمایید؟ اگر حوزه می ‌دانست که شما درس را تعطیل نمی ‌کنید، آنها نیز درسشان را تعطیل نمی‌ کردند. علّامه درچه ‌ای می ‌فرماید: پس با جمعیت طلاب به سمت تخت فولاد می‌ رویم و در راه درس را می ‌گویم. نزدیکی پل خواجو درس به پایان می ‌رسد، ایشان می‌ فرماید: هر کس اشکال دارد بفرماید و علّامه درچه ‌ای تا تخت فولاد اشکال طلاب را جواب می ‌فرماید و بعد از مراسم دفن به مدرسه باز می ‌گردد و فردا پس از شرکت در مراسم ختم برادرش ـ به مدت پنج دقیقه ـ برای تدریس حرکت می ‌کند.» 

آیت الله سید محمّد باقر درچه ‌ای در طول 40 سال تدریس، فقیهان و عالمان وارسته ‌ای را تحویل جامعه داد که از جمله شاگردان بنام این استاد علامه عبارتند از: -آیت الله شهید سید حسن مدرس (1287ـ 1356 هـ . ق) -آیت الله حاج سید حسین بروجردی (1292 ـ 1381 هـ . ق) -آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی (1284 ـ 1365 هـ . ق) -آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی (متوفی: 1375 هـ . ق) -آیت الله حاج آقا رحیم ارباب (1297 ـ 1396 هـ . ق) -آقا نجفی قوچانی (1296 ـ 1363 هـ . ق) -آیت الله سید عبدالحسین طیب (متولد: 1312 هـ . ق) -سید محمد علی ابطحی، فرزند سید محمد حسینی (1294 ـ 1371 هـ . ق) -میرزا مهدی بید آبادی اصفهانی (متوفی: 1365 هـ . ق) -میرزا فتح الله درب امامی (1301 ـ 1377 هـ . ق) -حاج آقا حسین علوی (1287 - 1409 هـ . ق) -میر سید محمد مدرس، پدر آیت الله سید حسن مدرس هاشمی (متوفی: 1419 هـ . ق) -حاج ملا فرج الله دری (متوفی: 1382هـ . ق) -آقا سید عباس دهکردی (معروف به صفی) (متوفی: 1394 هـ . ق) -سید فخر الدین خوانساری (متوفی: 1348هـ . ق) -شیخ علی فقیه فریدنی (متوفی: 1373 هـ . ق) -سید محمد حسین میردامادی سدهی (متوفی: 1380 هـ . ق) -شیخ محمد حسن نجفی رفسنجانی (1304 ـ 1392 هـ . ق) -عبدالوهاب نصرآبادی (متوفی: 1328 هـ . ق) -محمد همامی ابن آخوند ملاحسن (1282 ـ 1359 هـ . ق) -محمد علی یزدی (متوفی: 1351 هـ . ق) -حاج میرزا محمد باقر امامی بن سید احمد (متوفی: 1364 هـ . ق) -جلال الدین همایی (1318 ـ 1400 هـ . ق) -سید محمد رضوی کاشانی (متولد: 1291 هـ . ق) -میرزا حسن خان جابری انصاری (1287 ـ 1376 هـ . ق) -حاج شیخ باقر قزوینی (متوفی: 1363 هـ . ق) -سید محمد حسن سدهی اصفهانی (1277 ـ 1329 هـ . ق) -شیخ محمد حسن عالم نجف آبادی (متوفی: 1384 هـ . ق) -سید محمدرضا خراسانی 

آیت ‏اللّه سید اسماعیل  صدر از عالمان شیعه و مراجع تقلید اصفهان در قرن چهاردهم و سرسلسله خاندان صدر، در اواخر عمر به "کاظمین" مراجعت نمود و در سال 1338 ه.ق، در همان مکان مقدس چشم از جهان فرو بست. با رحلت این عالم شیعى، مرجعیت تقلید مردم اصفهان و سپس نقاط دیگر کشور ایران به آیت ‏اللّه سید محمّدباقر دُرچه‏ اى رسید. آیت ‏اللّه شهید اشرفى اصفهانى در همین خصوص فرموده است که: «در زمان مرحوم علا‏مه سید محمّدباقر دُرچه ‏اى با این که علماى بزرگ زیادى در شهرهاى ایران به خصوص اصفهان که مرکز حوزه‏ علمیه‏ ایران بود، وجود داشتند ولى اغلب از خود رساله‏ اى نداشتند. زیرا در مقایسه‏ خود با مرحوم دُرچه ‏اى نه تنها مدعى اعلمیت نبودند، بلکه به خود اجازه‏ تألیف رساله هم نمى ‏دادند. فقط دو نفر از علماى آن زمان (آن هم بنا به درخواست و اصرار زیاد شاگردانشان) صاحب رساله بودند که یکى علا‏مه فقیه سید محمّدباقر دُرچه ‏اى بود و دیگرى مرحوم شیخ محمّدحسین فشارکى...» از سخن مرحوم اشرفى استفاده مى ‏شود که رساله و مرجعیت علا‏مه درچه ای بر اساس میل و خواسته ایشان نبوده، بلکه بنا به اصرار شاگردان ایشان بوده است. 

آیت الله درچه ‌ای با صفاتی چون ساده زیستی، پرهیزکاری، احتیاط در مصرف وجوه شرعی، مبارزه با خرافات و عقاید ناروا، مانند اظهارات غلوآمیز درباره امامان شیعه علیهم السلام، نظم بسیار در زندگی و جدیت در امر تدریس شناخته شده بود. پرهیز از عناوین در جلسات عمومی و سخنرانی که علامه حضور داشت، گوینده و خطیب حق نداشت از علامه تعریفی کند، زیرا او وسط کلام گوینده و با بیان بلند طوری که همه بشنوند، اعتراض می کرد. در نامه هایی که به رؤیت علامه می رسید و یا در استفتائات، حق نداشتند القاب و عناوین برای او ذکر کنند، مگر آنکه نویسنده نا آگاهانه چنین کرده باشد. او معتقد بود که ذکر این عناوین هم کاغذ و مرکب اضافی مصرف کرده و هم وقتی را که صرف نوشتن و خواندنش شده، از بین برده است. خود نیز در گفتار و نوشتار این قبیل مسائل را کاملاً رعایت می کرد. نهی از منکر در حضور آیت الله درچه ای تمام افراد نهایت احتیاط را داشتند که برخلاف مبانی اسلام یا به زیان جامعه مسلمانان سخنی نگویند. بخصوص اهل وعظ و خطابه جرأت نداشتند در حضور او حدیث ضعیف و یا مطلبی بی ریشه نقل کنند؛ زیرا در این صورت قطعاً با فریاد و پرخاش علامه روبرو می شدند. حکایات پرخاشها و اعتراضهای او در وسط سخنرانی سخنرانان و وعظ واعظان، مشهور و هنوز نقل مجالس است و یا بر خوردهای بی پروا نسبت به خلافکاری بعضی از مسئولان مملکتی معروف و مشهور است. ارادت به اهل بیت(ع) علامه سید محمدباقر درچه ای همچنین به شکل کم نظیری، عاشق و دلباخته ائمه معصومین علیهم السلام بود و در تمام حالات و به هنگام هر مشکلی با استعانت از خداوند به آنان متوسل می شد و آنان را شفیع قرار می داد و مشکل هم نمی ماند، بلکه راه به بهترین وجه هموار و موضوع حل می گردید. او در جلسات عمومی و خصوصی تا زمانی که سؤالی از او نشده و یا بحثی به پیش نیامده همچنان ساکت بود و حتی ذکری از اذکار و اوراد بر لب نداشت، ولی به هنگام نشست و برخاست و کارهای شخصی، آیه متناسبی از قرآن می خواند و یا نام یکی از ائمه معصومین علیهم السلام را می برد. علمای هم عصر و نزدیکان  بارها نقل کردند، که علامه در مواقع خاص جمله "یا صاحب الزمان ادرکنی" و یا "یا حجت الله ادرکنی" را چنان بیان می داشت، گو آنکه در مقابل و در حضور آن حضرت است که همه ناظرین و شنوندگان را متوجه آن حضرت می کرد. قدرت بیان و حافظه مرحوم علامه در محاورات و گفتگوهای علمی؛ تمام گفتارش منطبق با قواعد منطق، معانی بیان و دستورات ادبی بود و اگر کسی می پرسید که مثلاً این جمله از کلام شما، با کدام یک از قواعد عربی یا دستورات فارسی منطبق است، بلافاصله جزء به جزء جملات را با قواعد دستور زبان عربی یا فارسی تطبیق می داد و همه را به اعجاب وا می داشت. هر مطلب دقیق علمی، اگر چه شامل دهها فروع پیچیده و متوالی هم می بود، همه در ذهن او چنان نقش می بست که آن مطالب همیشه در مقابل دیدگانش قرار داشت و کاملاً نسبت به آن حضور ذهن داشت، بخصوص بعد از مراجعت از نجف و اشارت مولا علی علیه السلام، قوه حافظه و ادراک او چشم گیرتر و اعجاز آمیزتر شد. سادگی و بی اعتنایی به امور دنیوی مرحوم جلال الدین همایی که از نخستین روزهای ورود به مدرسه "نیم آورد" در بازار "اصفهان"، در محضر آیت الله درچه ای بود، در مورد سادگی و بی اعتنایی به امور دنیوی ایشان می نویسد: «آن بزرگ در علم، ورع و تقوا، آیتی بود عظیم و به حقیقت جانشین پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم ‌السلام‌ بود. در سادگی، صفای روح و بی اعتنایی به امور دنیوی گوئی فرشته ای بود که از عرش به فرش فرود آمده و برای تربیت خلایق با ایشان همنشین شده است. مکرر دیدم که سهم امام های کلان برای او آوردند و دیناری نپذیرفت با اینکه می ‌دانستم که از بیش از چهار پنج شاهی پول سیاه نداشت. وقتی سبب می ‌پرسیدم می ‌فرمود: من فعلا بعهدالله مقروض نیستم و خرجی فردای خود راهم دارم. معلوم نیست که فردا و پس فردا چه پیش بیاید...» 

از این فقیه فرزانه آثاری در فقه و اصول به جای مانده است که برخی از آنها عبارتند از: -رساله‏ علمیه یا توضیح ‏المسائل آیت ‏اللّه درچه ‏اى -یک دوره‏ 17 جلدى در فقه و اصول: که شامل مطالبى در باب فقه، اصول، کلام، درایه، رجال، اخبار و احادیث و دیگر زمینه‏ هاى علمى است، این مهم ‏ترین اثر علا‏مه به حساب مى‏ آید، اکثر مجلّدات آن بالغ بر هفتصد صفحه مى‏ شود، ضمن این که مطالب آن با خط ریز به نگارش درآمده است. -قریرات اصولیه: در واقع تقریر درس اصول ایشان است که توسط آیت ‏اللّه سید حسن چهارسوقى تحریر شده و حدود سیصد صفحه است. -رساله‏ جبر و تفویض: این رساله به صورت دست‏ نویس حدود 70 صفحه است. -حاشیه بر مجمع ‏الرسائل رساله‏ عملیه‏ آیت ‏اللّه شیخ محمد حسن گزى: نامبرده از شاگردان شیخ مرتضى انصارى بوده و بجز مرحوم سید محمّدباقر درچه‏ اى، برخى دیگر از علماى شیعه نیز بر این رساله حاشیه نوشته ‏اند. -حاشیه بر مناسک -حاشیه بر دو کتاب المکاسب و فرائد الاصول شیخ انصاری -حاشیه بر الحدائق فی اصول الدین شیخ جعفر شوشتری 

آیت الله درچه‌ اى طبق عادت معهود روز چهارشنبه (26 ربیع الثانى سال 1342 هـ ق) بعد از نماز ظهر به موطن خود "درچه" رفت. پس از آن در جمعه همان هفته یعنی 28 ربیع الثانى؛ قبل از طلوع آفتاب در حمام درچه وفات یافت. پیکر مطهر این عالم ربانی به تخت فولاد اصفهان رفت و با عزت تمام در پیش روی (قبر) "عبدالکریم گزى" واقع در تکیه "کازرونى" به خاک سپرده شد. وفات یا شهادت پزشکان دولتی که بر بالینش حاضر شده بودند، علت مرگ علامه درچه ای را مرگ طبیعی و بر اثر خفگی اعلام کردند، اما از آنجا که علامه صریحا با رضاخان مخالفت نموده و حتی از پذیرفتنش خودداری نموده بود، بسیاری از آگاهان از پذیرفتن این نکته اباء کردند و مکرر تأکید نمودند که علامه به شهادت رسیده است که برخی از دلایل آن به این شرح می باشد: -در سالهای 1341 و 1342 هـ. ق قبل از در گذشت علامه؛ رضاخان در سمت سردار سپهی مکرر به اصفهان سفر می کرد (سال در گذشت علامه). -رضاخان در این سفرها عمدتاً به ملاقات با علامه تأکید و اصرار می کرد، تا جایی که  چند نفر از مسئولان شهر با هدایایی برای کسب اجازه ملاقات به حضور علامه فرستاد. اما علامه با وجود اصرار قاصدان و خواهش آنان به رضاخان اجازه ملاقات نداد و هدایای رضاخان را هم نپذیرفت و برگرداند. -روزهای آخر عمر علامه محدودیتها و مزاحمتهای امنیتی و ساختگی زیادی برای علامه از طرف رضاخان پیش آمد. تا جایی که مردم به خاطر محدودیت علامه اعتصاب عمومی کردند و چند روز بازارها و سپس همه جا تعطیل شد. -چند روز قبل از در گذشت علامه، افرادی غیر بومی و با لباس غیر محلی در درچه رفت و آمد داشتند. افراد غریبه را هیچ یک از اهالی درچه، تا به حال در آنجا ندیده بود و پس از مرگ علامه هم کسی آنها را ندید. -در شب درگذشت علامه چند نفر غریبه با لباس غیر محلی در نماز جماعت در درچه بین صفوف حاضر بودند و هیچکس آنان را نمی شناخت. وقتی از آنها علت حضورشان پرسیده شده بود، گفته بودند: برای حفظ جان علامه از اصفهان فرستاده شده اند! -حمامی و کارگرش که از ارادتمندان و مقلدین علامه بودند در صبح روز درگذشت ایشان، در حالی که علامه داخل حمام بود، برای دقایقی در محل کار خود حضور نداشتند. کسی نمی داند که آنها کجا رفته بودند و چرا در آن ساعت علامه را داخل حمام رها کرده بودند؟ -شایع کردند که آب خزینه به وسیله راه لوله آب بالا آمده و علامه در آب غرق شده است؛ در حالی که علامه مانند اکثر قریب به اتفاق اهالی درچه شناگر بود یا اینکه آب خزینه چنان داغ بوده که علامه گرمازده شده و از دنیا رفته است. در حالی که آب خزینه در آن ساعت اولیه صبح ولرم بوده است. -پیکر علامه را از داخل حمام به رختکن آوردند و به فاصله 5 دقیقه اطبای دولتی کنار بدن حاضر بودند! (در حالی که بردن خبر درگذشت علامه از درچه به اصفهان، با وسایل نقلیه آن روز و آمدن طبیب از اصفهان حداقل 3 ساعت وقت لازم داشت.) -دهها سال بود که ورود علامه به حمام و خروج از آن، ساعت معین داشت. -مأموران دولتی، مجهز به وسایل جلوگیری از آشوب و بلوا، قبل از درگذشت علامه در مزارع درچه حاضر بودند! پسر میرزا ملکم خان انگلیسی که در آن وقت یک افسر نظامی بود، بارها و در مجالس مختلف به فرزندان علامه و دیگران اظهار کرده بود که از قبل می دانسته قرار است علامه صبح روز جمعه کشته شود و گفته بود که مأموریت داشته با 200 سواره نظام در حوالی درچه منتظر آشوب احتمالی مردم باشد. از طرفی خطیب توانا، حجت ‏الاسلام و المسلمین مرحوم آقا سید جمال ‏الدین صهرى در مورد نحوه شهادت علامه درچه ای گفته اند: «دیدید در پایان هم به گونه ‏اى مرموز و یک روز(شایع کردند) که در حمام خفه شده  یا سکته کرده است. مثل این که ایادى حکومت (ماموران و عوامل قتل) با ملک ‏الموت عزراییل هماهنگى کرده بودند که ساعتى قبل از فوت ایشان در "دُرچه" قدم مى‏ زدند و بر اوضاع نظارت مى‏ کردند و همه چیز را زیر نظر داشتند. اطباى دولتى هم راه سه ساعته یا چهار ساعته را، در عرض ده دقیقه طى کرده و در محل حاضر شده بودند و مانند پزشکانى که دور بدن حضرت رضا علیه‏ السلام و حضرت موسى بن جعفر علیه‏السلام تجمّع و شهادت آن دو را مرگ طبیعى جلوه دادند، با کمال وقاحت نظر دادند و شایع کردند که علا‏مه به مرگ طبیعى از دنیا رفته است... مگر مى ‏شود شهادت را و خون را پوشیده نگه داشت که زهى خیال باطل و فکر خام! چرا باید مرگ استاد الفقهأ، استاد المراجع، استاد المجتهدین، استاد الاساتید، استاد الحرّیه و بنده‏ مخلص خدا مبهم بماند! چرا بر سردرب تکیه‏ متعلّق به ایشان در تخت فولاد نوشته نشده است که: این جا مزار شهید فضیلت علا‏مه‏ فقیه "سید محمّدباقر دُرچه‏اى" است. چرا دست ‏نوشته هاى او که محصول تلاش و زحمت یک عمر مطالعه و اندیشه ایشان است تکثیر نمى‏ شود...» متن سنگ مزار علامه درچه ای چنین است: «هو الحىّ الذى لایموت - مرقد منوّر مرجع عالیقدر شیعه مجمع فضائل علمى و عملى، جامع معقول و منقول استاد الفقهأ و المجتهدین حجة الاسلام و المسلمین آیت الله العظمى مرحوم آقا سید محمد باقر درچه‏اى (قدس سره) فرزند عالم جلیل آقا سید مرتضى موسوى (قدّس سرّهما) که عمر شریفش را در راه تعلیم و تعلم و تربیت مجتهدین و مراجع بزرگ و تألیف و تحقیق و نشر و ترویج احکام اسلام و قرآن و مکتب اهل بیت علیهم السلام گذارنید و سرانجام در روز جمعه 28 ربیع الثانى 1342 هـ. ق. دار فانى را وداع گفته و به ملکوت اعلى پیوست.» 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۱:۱۳:۴۸

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۱:۱۳:۵۰

آیت الله سید محمد باقر درچه‌ ای

خلاصه زندگی نامه

 آیت الله سیّد محمّد باقر دُرچه‌ ای، از مراجع تقلید امامی قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری و از استادان حوزه علمیه اصفهان بود که در نجف نزد میرزای شیرازی و میرزا حبیب الله رشتی و در اصفهان نزد محمد باقر خوانساری شاگردی کرد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع