عارف کامل، آیت الله سید علی شوشتری در سال 1222 ق (1186 ش) در شوشتر از شهرهای خوزستان چشم به جهان گشود. پدر ایشان سید محمد، از بزرگان و چهره‌ های وجیه شهر شوشتر بود. آیت الله شوشتری را اولین فرد از سلسله عارفان قرون اخیر می دانند که به مدت کمی شاگردی فردی به نام ملاقلی جولا را کرد و خود مکتب عرفانی نجف را پایه گذار بوده و شاگردان بزرگ وی بعدها هرکدام راهبر و راهنمای عارفان و مشتاقان الهی بودند. مکتب نجف یکی از نمونه های بارز عرفان خالص و سالم و بی شائبه شیعی بر پایه فقه اسلامی و احکام شرعی و در پرتو عبودیت است. آیت الله شوشتری پس از عمری مجاهدت در راه دین و تربیت شاگردان نامدار و بزرگ، در سال 1281 ق (1243 ش) وفات نمود و در صحن حرم امام علی علیه السلام به خاک سپرده شد. 
تبار وی با چند واسطه به عالم بزرگ و محدث کبیر، مرحوم سید نعمت الله جزایری می رسد. مرحوم جزایری خود از علما و محدثان بزرگواری است كه در زمان علّامه مجلسی رحمه‌الله زندگی می‌كرد. سید نعمت‌الله و اجداد بزرگوار آن جناب، از صدر اسلام، همه امامی مذهب و هر یك در عصر خود در علم و زهد و تقوا یگانة بودند. ایشان از مؤلفین مشهور و صاحب تألیفات متعدد می‌باشد که به درخواست مردم شوشتر به آن شهر هجرت كرده و در آن شهر به ترویج تبلیغ معارف و تأسیس مدرسه علمیه مشغول می‌شود. سید نعمت‌الله با یازده واسطه به سید عبد‌الله فرزند امام كاظم علیه‌السلام می‌رسد. بدین ترتیب نسب سید علی شوشتری را اینگونه بیان کرده اند: سید علی فرزند سید محمد فرزند سید طیب فرزند سید محمد فرزند سید نورالدین فرزند سید نعمت الله جزایری فرزند سید عبدالله فرزند سید محمد فرزند سید حسین فرزند سید احمد فرزند سید محمود فرزند سید غیاث‌الدین فرزند سید مجد‌الدین فرزند سید نورالدین فرزند سید سعید‌الدین فرزند سید عیسی فرزند سید موسی فرزند سید عبدالله فرزند امام موسی بن جعفرعلیه‌السلام سید علی شوشتری برادری نیز به نام سید احمد داشته که از بزرگان عصر خود بوده است. ایشان سیدی عالم، عابد، زاهد، متهجد، سخاوت پیشه و همواره به عبادت و اعانت به اهل علم و مردم مشغول بوده است. سید نور الدین که نامش در سلسله نسب سید علی شوشتری آمده، از عالمان دینی و دارای تألیفاتی بوده است که از آن جمله می توان به کتاب «فروق اللغات» اشاره نمود. ایشان دارای هشت پسر بوده که یکی از آن ها سید محمد است که وی نیز در جرگه عالمان قرار دارد و نزد پدر مدفون است و سید علی شوشتری نیز از نسل ایشان است. 
سید علی شوشتری برای تحصیل علم و راهیابی به کمال عازم نجف اشرف شد و از استادان آن دیار کمال استفاده را برد. سید علی شوشتری قبل از ورود به وادی نور و عرفان، به مرحله اجتهاد رسیده بود و به تدریس نیز اشتغال داشت. بعد از آن بود که به دستور مولّا قلی جولا به نجف رفت. احتمالاً وی در آن جا به مباحث فقه و اصول نیز اشتغال داشته است و در کلاس درس شیخ انصاری به اعتراف ملا حسین قلی همدانی ـ چنان که گذشت ـ نیز شرکت می نموده است. ارتباط سید علی شوشتری با بزرگ مرد فقه و اصول، شیخ انصاری بسیار نزدیک بود و محبت شدیدی بین آن دو حاکم بود و همیشه مصاحب یکدیگر بوده اند. این ارتباط به گونه ای بود که مرحوم شیخ انصاری، سید علی را وصی خود قرار داده و سید بر شیخ نماز خوانده است. این تقرب و نزدیکی با توجه به احتیاطات علمی و عملی شیخ، نشان از اعتقاد شیخ به بزرگی روح و طهارت نفس سید علی است. بازگشت به وطن آیت الله سید علیشوشتری پس از رسیدن به اجتهاد، برای تبلیغ و ترویج احكام دین به شهر خود شوشتر بازگشت و مشغول تبیین و تبلیغ معارف و احكام اسلام شد. به جهت مقامات علمی و شخصیتی ایشان مردم در بسیاری از امور از جمله قضاوت و اصلاح و حلّ امور  و مشکلات به ایشان مراجعه می‌كردند. البته مدت اقامت ایشان در این شهر معلوم نیست، لكن بنابر نقل بعضی بزرگان از جمله علامه طباطبایی و برخی كتب از جمله طرائق‌الحقایق، مرحوم سید علی شوشتری در اثر انقلاب و عنایتی الهی، مجدداً عازم نجف شد، لكن نه برای تحصیل علم، بلكه برای رسیدن به حقیقت و درجات عالی اخلاقی و عرفانی و مقامات انسان كامل. این هجرت البته منتهی به اقامت دائم ایشان در مشهد حضرت امیرالمؤمنانعلیه‌السلام گردید و او تا آخر عمر به تهذیب نفس، عزلت، تربیت و تزكیه نفوس مستعد پرداخت. 
در سال هایی که سید علی شوشتری مشغول تدریس و قضاوت در بین مردم شوشتر بود، سفیری الاهی او را به راهی پر رمز و راز دعوت نمود و او را شایسته بیش از آن چه که هست دانسته و در شبی سیاه و تار او را به وادی نور و حقیقت راهنمایی کرد. صاحب «طرائق الحقائق» این حادثه را این چنین بیان می کند: مرحوم سید بعد از تحصیلات مراتب علم و تکمیل اجتهاد از علمای نجف اشرف اجازه حاصل و به وطن باز آمد و به تدریس و قضا مشغول شد. در یکی از شب ها در حدود ساعت 2 بامداد صدای در را شنیدند. وقتی نام او را پرسیدند، گفت: نام من «ملا قلی جولا» است و می خواهم به محضر آقا برسم. سید علی فرمود: حالا دیر وقت است. اگر کاری هست فردا به در مدرسه بیایید. در این هنگام عیال سید گفت: شاید کاری مهم و لازم داشته باشد که این وقت شب آمده؛ شایسته است رخصت دهید تا به خدمت شما برسند. سید علی فرمود: حال که تو خود راضی به زحمت هستی، پس ناچار باید از اتاق بیرون روی تا آن مرد وارد شود. وقتی ملا قلی وارد شد؛ در گوشه ای قرار گرفت و ساکت ماند. گفتند: حاجتت را بگو. گفت: آمده ام عرض نمایم این راه که می روی به جهنم می رسد. این را گفت و رفت. وقتی عیال سید آمد، پرسید چه کاری داشت؟ سید جواب فرمود: گویا جنون داشته است. بعد از هشت شب باز در همان وقت، در منزل سید علی کوبیده شد. معلوم شد ملا قلی است و می خواهد خدمت آقا برسد. سید علی وقتی فهمید ملا قلی است گفت: گویا هر وقت جنونش گل می کند نزد ما می آید. بعد از ورود، خطاب به سید علی گفت: مگر نگفتم این راه که می روی به جهنم می رسد. حکم امروزت مبنی بر ملکیت آن محل باطل است و سند صحیحی و معتبر که به امضای علما و معتبرین در وقف بودن آن جا در فلان جا به این نشانی پنهان است؛ این را گفت و رفت. سید به فکر فرو رفت، که این مرد کیست و چه می گوید؟ چون صبح شد به مدرس رفت و با بعضی از خواص به آن محل رفته و آن جا را کندند. جعبه ای ظاهر شد؛ وقتی باز نمودند، همان سندی که ملا قلی گفته بود. لذا سید علی حکم دیروز خود را لغو نموده و حکم به وقف بودن آن جا دادند. پس از هشت شب دیگر، نیمه شب در کوبیده شد باز هم ملا قلی بود. سید علی وقتی فهمید که ملا قلی آمد. خود به دیدارش شتافته و مقدمش را گرامی داشته و در صدر نشاندنش و گفت: حق با شما بود. حال تکلیف چیست و چه باید کرد؟ ملا قلی گفت: حال که معلوم شد جنون ما گل نمی کند، هر آن چه داری بفروش و بعد از ادای دیون به نجف اشرف برو و ضمن عمل به این دستور العمل منتظر باش تا به تو برسم. سید علی نیز طبق دستور عمل نموده و به نجف اشرف رفت. روزی در وادی السلام ملا قلی را دید که مشغول دعا است. بعد از فراغت از دعا به خدمتش رسید و با هم به محل خلوتی رفتند. ملا قلی گفت: فردا من در شوشتر فوت خواهم کرد و دستور العمل تو نیز این می باشد و از آن جا با سید علی وادع گفت. این که «جولا» کیست و از کجا آمد، عده ای معتقدند: از آن چه که به اسناد صحیح در احوال جولا نوشته اند؛ این مقام معنوی آن بزرگوار را به استقامت اتصال به باطن ولایت علویه مهدویه حاصل آمده است بلا توسطی. و از این روی می توان گفت که او یکی از بزرگان اویسی (اصطلاح قدمای مشایخ اهل سلوک نسبت به کسانی که استادی در عرفان نداشته اند) بوده است. مشابه این داستان را علامه طباطبایی نیز در خصوص نحوه آشنایی سید علی شوشتری و ملا قلی جولا تعریف نموده است. 
در این که مرحوم سید علی شوشتری غیر از آن شخص مجهول الحال (جولا)، استاد دیگری در عرفان داشته است یا خیر، در تاریخ چیزی به صراحت ذکر نشده است. البته برخی برای ارتباط بین سید علی شوشتری و مرحوم بید آبادی زحماتی متحمل شده اند و سعی نموده اند ایشان را به واسطه سید صدر الدین کاشف دزفولی و یا سید مهدی بحر العلوم به مرحوم بید آبادی ارتباط دهند؛ بدین دلیل که اولاً: سیره علمای عرفان این بوده که بدون استاد و پیر راه، طی طریق نمی نمودند؛ چرا که آن را بس خطرناک می دانستند. ثانیا: قراینی موجود است که ایشان با برخی از شاگردان مرحوم بید آبادی در ارتباط بوده است. از جمله آن قراین چگونگی راه پیدا کردن شیخ انصاری به محضر سید علی شوشتری است که با اندک تفاوتی در کتاب های تراجم، این چنین نقل شده است: «شیخ مرتضی انصاری پس از خاتمه تحصیلات مقدماتی خود در دزفول به قصد اتمام تحصیل تصمیم می گیرد که عازم عتبات عالیات گردد. قبل از رفتن، به محضر مبارک سید کاشف دزفولی، از شاگردان برجسته مرحوم بید آبادی حاضر شده تا علاوه بر گرفتن دستور العملی برای تصفیه روحی و باطنی، از آن جناب در خواست دعا و نصیحت بنماید. به این نیت به طرف منزل سید کاشف رفته و در آن هنگام که هوا گرم و سوزان و مقارن ظهر نیز بوده، وقتی به خانه سید می رسد، پس از در زدن و آمدن خدمتکار تقاضای خود را مطرح می کند؛ ولی خدمتکار وقتی به داخل می رود فراموش کرده و آمدن شیخ را به سید کاشف نمی گوید. حدود یک ساعت به طول می انجامد و شیخ منتظر می ماند تا این که خود سید متوجه شده و به در منزل رفته و از ایشان معذرت خواهی می کند و چنین دعا می کند: شیخ مرتضی! همانطوری که در این آفتاب سوزان ایستادی و گرما را تحمل نمودی، امید است خداوند تو را در عالم آفتابی کند. شیخ تقاضای دستورالعمل می کند. سید می فرماید: چون به قصد تحصیل عازم نجف اشرف هستید، بدانید که ادامه تحصیل خود یک نوع عبادت است. ضمناً اطمینان داشته باشید که به وسیله حاج سید علی شوشتری ـ که او از ماست ـ به این فیض معنوی نایل خواهید شد. مشایخ اجازه حاج سید علی به تصریح خود ایشان با اجازه نامه ای که به میرزا محمد همدانی داده عبارتند از: شیخ مرتضی انصاری و سید حسین امام جمعه شوشتر. شاگردان سید علی شوشتری که فقیهی عارف در مباحث فقهی و عرفانی بود، شاگردان مبرزی داشته است که در این جا به اسامی برخی از آن ها اشاره می شود. ملا فتح الله کیمیایی: وی دارای کمالات بسیاری بود، هم ریاضیات می دانست و هم خطاط بود؛ کتاب هایی هم از وی به جا مانده است و آیت الله حسن زاده آملی مطالب عرفانی از ایشان نقل می کند. ایشان با «وفای»، شاگرد دیگر سید علی شوشتری در عرفان هم دوره بوده است و هر دو از درس حاج سید علی شوشتری استفاده کرده اند. یک شب ملافتح الله کیمیایی که شوشتر اقامت داشت، متوجه می شود شیخ وفایی که در نجف سکونت داشته، شب گذشته نماز شبش ترک شده است؛ لذا نامه ای به وفایی می نویسد که: «وفایی! فلان شب تو را در میان نماز شب خوانان نیافتم! چرا نماز شبت ترک شد؟» وقتی نامه به دست وفایی می رسد تعجب می کند و در جواب نامه مطلب ایشان را تصدیق می نماید. ملا فتح الله وفایی: وی از دانشوران شوشتر، آشنا به مسائل سیر و سلوک و عارف بود. حاج شیخ عبدالرحیم شوشتری: ایشان از شاگردان برجسته شیخ انصاری نیز بوده اند و شیخ ایشان را بر دیگران ترجیح می داده است. ملا حسین قلی همدانی: ایشان از عمده ترین شاگردان سید علی شوشتری در عرفان بود و بعد از سید علی، کرسی اخلاق و عرفان به ایشان سپرده شد. 
مؤلف لؤلؤ الصدف گوید: «... سید جلیل القدر، صاحب کرامات متواتره، حاج سید علی شوشتری رحمه الله، ایشان از زهاد علما محسوب میشدند. شیخ انصاری مرحوم، با آن نهایت زهد و ورع و کرامات، مع ذالک نهایت ارادت را نسبت به این سید جلیل داشته است و نهایت احترام از ایشان می نمود، ... و چنین می دانسته اند که آن جناب خدمت امام زمان علیه السلام میرسیده اند. مرحوم آیت‌الله ملا حسینقلی همدانی می‌فرماید: «مدتی بود كه در نجف اشرف به درس شیخ انصاری حاضر می‌شدیم. روزی متوجه شدم كه شیخ روزهای چهارشنبه به منزل آقا سید علی شوشتری می‌رود. من نیز به آنجا رفتم و شیخ را دیدم كه چون شاگردان نشسته و سید بر مسند استادی جای گرفته است. با خود گفتم كه من نیز باید همیشه به این درس حاضر شوم. چون برخاستم، سید رو به من كرد و گفت: اگر خواستی، تو نیز بیا و از آن روز به بعد همواره به حضورش شرف‌یاب شدم». صمیمیت و ارتباط شیخ انصاری با مرحوم شوشتری بسیار خوب بود. سید شوشتری از فقهای بزرگ بود، ولی به دلیل ارادتی كه داشت، در درس شیخ اعظم شركت می‌كرد. آیت الله شبیری زنجانی می‌گوید: «اینكه نام مرحوم شوشتری جزء شاگردان شیخ اعظم [شیخ انصاری] ذكر نشده، ممكن است به یكی از دلایل زیر باشد... . شاید خود آقا سید علی هم نمی‌خواسته كه شیخ او را معرفی كند. ممكن است در خیلی جاها آقای سید علی خودش را مستغنی می‌دانست و شاید روی ارادتی كه به شیخ داشته، در درس او شركت می‌كرده». مرحوم شیخ انصاری نیز در هفته یک بار به درس اخلاق مرحوم آقا سید علی حاضر می شدند. در برخی منابع آیت الله سید علی شوشتری را شاگرد شیخ انصاری در فقه و اصول می دانند که این امر درست نیست زیرا زمانی که سید به نجف اشرف مهاجرت نمود به درجه اجتهاد رسیده بود. نیز شیخ انصاری را شاگرد عرفان سید شوشتری می دانند. صاحب جواهر مرجع تقلید در عصر شیخ اعظم بود و به صراحت می‌گوید كه باید بعد از وی، از شیخ تقلید كرد. پس از وفات صاحب جواهر حوزة نجف و علما می‌پذیرند كه او باید مرج تقلید عام شود، ولی خود شیخ انصاری امتناع می‌كند و می‌گوید: سیدالعلماء در بابل مازندران از من اعلم است. طی چند ماه كه سید العلماء با شیخ مكاتبه می‌كند و شیخ را قانع می‌كند و آن وقت شیخ رساله می‌دهد. مرحوم شوشتری نیز با آنكه شیخ وصیت كرده بود مرجعیت را بر عهده گیرد، پس از وفات شیخ، در منزل خود را بست و مرجعیت را به افراد دیگر واگذاشت. 
از جمله خصوصیات مهم و بارز اخلاقی ایشان بخشندگی بسیار و توجه به تنگدستان بود؛ به گونه ای که اموال خود را به آن ها بخشیده و ایشان را بر خود ترجیح می داد. سید محسن امین در اعیان الشیعه نقل می کند: بعد از فوت سید محمد ـ پدر سید علی شوشتری ـ که از بزرگان شوشتر بود، آن چه که نصیب سید علی شد ـ نزدیک به 3 هزار تومان ـ آن را نگرفته و به برادرش سید احمد تحویل می دهد تا خرج فقرا و مستحقین بنماید و او نیز تمام آن را در این راه مصرف نمود. سید علی شوشتری عمرش را در ترک لذات دنیوی و زندگی زاهدانه بسر برد و از دنیا به قدر ضرورت بهره گرفت و بدین حالت نیز زندگی را وداع نمود. شیخ محمد تقی اصفهانی از عالمان و بزرگان اصفهان، در کتابش موسوم به «مفتاح السعاده» برخی از اموری را نقل می کند که دلالت بر بلندی مرتبه و عظمت شأن سید علی شوشتری دارد. از برنامه های عبادی ایشان می توان به مواظبت بسیار بر اعتکاف در مسجد کوفه و سهله نام برد. سید علی شوشتری را صاحب مقامات و کرامات عالی ذکر کرده اند و پس از وی نیز شاگردان او که تربیت یافته مکتب عرفانی سالم و بی شائبه نجف بوده اند نیز کرامات فوق العاده داشتند. 
سید شوشتری علاوه بر تبحر در علوم حوزوی و عرفان در طبابت نیز تبحر داشته است؛ ولی به جز «شیخ انصاری» کسی را مداوا نمی نمود که علتش آشکار نیست. فاضل عراقی در «دارالسلام» به مناسبتی ذکری از طبابت سید علی می کند. وی در این کتاب ذیل نام کسانی که خدمت حضرت حجه بن الحسن ـ علیه السلام ـ رسیده اند می گوید: نقل کرد حاجی ملا علی محمد بزرگ که مرتبه تقوی و تقدس او بر اهل نجف اشرف مخفی نیست و احتیاج به تزکیه و توثیق ندارد از برای حقیر، سید محمد که در وقتی از اوقات مبتلا شدم به مرض تب و این مرض طولانی شده و کار به جایی رسید که قوای من ضعیف شد و طبیب من که سید الفقها و المجتهدین آقای حاج سید علی شوشتری که شغل و عمل ایشان طبابت نبود و غیر از شیخ مرحوم دیگری را معالجه نمی نمود، از من مأیوس شد؛ لکن به جهت تسلی خاطر من بعضی دواهای جزئی را تجویز می نمود ... 
از ویژگی‌های‌ بارز مكتب عرفانی نجف، زهدورزی و فرار و دوری از لذت‌های زودگذر دنیا و به قدر نیاز بهره‌گرفتن از مطامع دنیاست. عارفان برخاسته از حوزه علمیه نجف كه ما اصطلاحاً آنان را عرفای نحلة نجف می‌نامیم، از ویژگی‌های خاص و بسیار ممتازی برخوردار بوده‌اند و توفیق یافته‌اند كه بسیاری از طالبان كمال و معنویت را تا رسیدن به مقامات عالی سلوك و معنویت تربیت كنند. نحلة عرفانی نجف، عرفانی نشئت گرفته از كرامت الهی در سایه عبودیت است، بر خلاف عرفان تصوفی كه ممكن است صوفی با ریاضت‌های خاصّ، كارهای محیرالعقولی انجام دهد، بدون آنكه با خدای تعالی ارتباط داشته باشد. در عرفان ناب تشیع كه اشراقات وارده در مسیر تعبد و قرب الی الله است، عالم ربانی نه تنها از اهداف دنیوی دور شده، بلكه از اهداف اخروی نیز گذشته و در فكر نهایت قرب به محبوب واقعی است. قوت و استحكام نحله نجف به گونه‌ای است كه در میان همه مدعیان معنویت، از درخشندگی ویژه برخوردار است. داشتن الگوهای قابل ارائه به نسل اندیشمند امروز و شیفتگان و دلدادگان روحانیت، نشان از سلامت سالكان این مسلك است كه به قلل معنویت و درجات بالای انسانی صعود كرده‌اند. 
حاج سید علی شوشتری پس از عمری مجاهده و تحمل رنج مبارزه با نفس، در سال 1281 ق (1243 ش) در نجف اشرف دار فانی را وداع گفت. ایشان را در مقبره متصل به در قبله صحن مطهر علوی مقابل مقبره شیخ انصاری به خاک سپردند. آقا نجفی اصفهانی درباره فوت مرحوم شوشتری می نویسد: «من و برادرم، شیخ محمد حسین در مسجد سهله، مستغیث به مولای، صاحب الزمان – روحی له الفداء- بودیم. من در زاویه و ایشان در وسط مسجد. ناگهان مرا با عجله صدا کرد. وقتی به نزدیک او رسیدم گفت: این مرد را ندیدی؟ گفتم: نه به خدا. گفت: (این مرد که از نظر پنهان شد) مرا خبر داد که آقای جلیل القدر و دانشمندم حاج سیدعلی شوشتری، همین الآن در نجف رحلت نمود. آقا نجفی در ادامه می نویسد: وقتی فردای آن شب به نجف بازگشتم، دیدم آنچه آن مرد الهی فرموده بود واقعیت دارد.» 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۹:۱۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۹:۱۲

آیت الله سید علی شوشتری

خلاصه زندگی نامه

 آیت الله سید علی شوشتری، از فقها و علمای قرن سیزدهم هجری و بنیان گذار مکتب عرفانی نجف است. مکتبی که عارفان و علمای بزرگی در آن رشد یافته و خدمات شایانی را به اسلام کردند. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع