آیت الله سید حسن معصومی اشکوری در 3 شوال سال 1259 ق (آبان 1222 ش) در نجف اشرف و در میان خاندانی معروف به علم، فقاهت و سیادت چشم به جهان گشود و دوران کودکی را نیز در همین شهر گذراند. پدرش آیت الله حاج سیدابوالقاسم اشکوری مجتهدی جامع الشرایط بود که در اواخر قرن دوازدهم قمری، مرجعیت شیعه را در نجف اشرف عهده دار بود. و مادرش دختر آیت الله آخوند ملا محمد رفیع بن عبدالمحمد کزازی کواری اراکی بود که در نجف اشرف به فضل، دانش، زهد و تقوا شهرت داشت. آیت الله سید حسن معصومی اشکوری اصالتاً اهل اشکور در بخش مرکزی شهرستان رودسر استان گیلان است. منطقه ای که در سده های اخیر، مهد تربیت عالمانی متقی و زاهد و دانشورانی برجسته بوده است. اشکور تماماً در ناحیه تاریخی دیلم قرار دارد و مردم این سامان در قرن سوم به دست ناصرالحق اطروش مسلمان و شیعه اثنی عشری شدند. این سرزمین سرسبز از قدیم الایام مهد پرورش عالمان جلیل القدر و حکیمانی بلندآوازه بوده است و در هیچ عصری از اعصار گذشته خالی و عاری از مفاخر فرهنگی و علمی و دینی نبود. این عالم بزرگ تحصیلات خود را در شهرهای مختلف ایران و عراق کامل کرد و بعد از آن به ایران بازگشت و عمر خویش را صرف خدمت به اسلام و مبارزه در برابر ظلم نمود. دارای طبع شعر و آثاری چند می باشد و شاگردانی را نیز تربیت کرده است. وی سرانجام در 1334 ش و در سن 80 سالگی و بر اثر بیماری در شهر رشت وفات نمود. پیکرش به قم منتقل شد و در مقبرةالعلمای حرم حضرت معصومه سلام الله علیها به خاک سپرده شد. لازم به ذکر است که پسر عموی این بزرگوار نیز آیت الله سیدحسن حسینی اشکوری نام داشت. (حدود 1295 - 1367 ق) و او نیز از شاگردان میرزای رشتی و آخوند خراسانی و... بود و با وی تشابه اسمی داشته است. وی در نجف اشرف رحلت کرد و در همان سرزمین مدفون شد. 
خاندان آیت الله معصومی اشکوری بی شک یکی از خاندان های بزرگ و ریشه دار و از سادات عالی نسب حسینی و مورد احترام همگان، خصوصاً اهالی گیلان بوده اند. مدفن بسیاری از سادات جلیل القدر این خاندان، زیارتگاه اهالی محترم شرق گیلان به ویژه و ناحیه وسیع اشکورات می باشد. نسب این خاندان شریف و با فضیلت به امام همام علی بن الحسین علیه السلام می رسد و خاندان معصومی را سادات حسینی می گویند و در منطقه اشکور معروف به میر می باشند. در قدیم الایام، مردم آن ناحیه برای در امان ماندن از هجوم بیماری های عمومی مانند طاعون و وبا به این سادات حسینی پناهنده می شدند. عالمانی که از این خاندان با تقوا و اصیل برخاسته اند، از پسر عموها و فرزندان و نوادگان آنان عبارتند از آیات و حجج اسلام آیت الله سید اسدالله معصومی اشکوری عموی سیدحسن معصومی اشکوری آیت الله سیدحسین معصومی اشکوری عموی دیگر وی آیت الله سیدابوالحسن معصومی اشکوری عموی سوم وی آیت الله آقا سیدمحمدتقی معصومی اشکوری از عموزادگان وی سید محمد معصومی اشکوری سیدجواد معصومی اشکوری (داماد آیت الله العظمی سیدابوالحسن اصفهانی) سیدهادی معصومی اشکوری سیدعبدالله معصومی اشکوری سیدعباس معصومی اشکوری سیدعلی معصومی اشکوری سیدمرتضی معصومی اشکوری سید جعفر معصومی اشکوری سید عبدالغنی معصومی اشکوری سید ضیاءالدین معصومی اشکوری و افراد دیگری از این خاندان در کسوت روحانیت هم کنون در قم، مشهد و تهران مشغول فعالیت علمی و دینی و خدمت به عالم اسلام و تشیع هستند. 
آیت الله اشکوری کار تربیت و فراگیری قرآن را در همان اوان کودکی زیر نظر پدر بزرگوار و مادر مؤمنه اش شروع کرد. سیدحسن چند سالی را در جوار حرم مطهر جدش حضرت علی علیه السلام ساکن بود تا این که به اتفاق پدر بزرگوارش به قصد زیارت مرقد امام رضا علیه السلام و صله ارحام، سفری به ایران داشت. و مدتی در زادگاه پدری خود (اشکور) دروس مقدماتی را نزد پدر بزرگوار و نیز عموی گرانقدرش آقا سیدجعفر اشکوری فراگرفت. البته عموی وی که بعدها به ممالک آفریقایی سودان و زنگبار برای تبلیغ دین و ترویج احکام مذهب تشیع رفته بود، در همان جا دارفانی را وداع گفت. هم کنون مرقدش زیارتگاه عاشقان اهل بیت علیه السلام در سودان است. سیدحسن، پدر را که رهسپار نجف اشرف بود، همراهی نکرد و در اشکور ماند و دروس مقدماتی را تا شرح لمعه در همان مکان خوش آب و هوا، نزد اساتید آن روزگار - که از اعمام و بنی اعمام وی بودند - با مهارت خاص و دقت تمام به پایان رسانید و آنگاه برای تحصیل علم و تکمیل معارف، به امر عمویش، اشکور را ترک و به دارالعلم قزوین مهاجرت نمود و دو سالی را در قزوین برای ادامه تحصیل توقف نمود و بعد از چندی به اصفهان که مرکزیت علمی خاصی داشت، عازم گردید. مهم ترین اساتید وی در اصفهان: مرحوم جهانگیرخان قشقایی و مرحوم آیت الله سیدمحمدباقر درچه ای بودند که وی به همراه بسیاری از فضلا و علمای گرانقدر همانند آیات عظام: بروجردی، آقا سیدجمال گلپایگانی و... که بعداً از بزرگان و زعمای مهم شیعه شدند، در درس اساتید بزرگوار یاد شده، شرکت می جستند. آیت الله سیدحسن معصومی اشکوری بعد از چهار سال توقف و اتمام سطوح عالی، حوزه اصفهان رابه قصد نجف اشرف ترک گفت و در جوار حرم مطهر جدش امیرالمؤمنین علیه السلام رحل اقامت افکند. وی با استعداد سرشار و حافظه قوی و پشتکار و همت عالی به سرعت نردبان ترقی علم و کمال را طی نمود و به قله مدارج عالیه فقاهت پا گذارد. وی ابتداً به درس میرزای رشتی رفت ولی این درس سودمند دوامی نیافت و سید بیش از دو سال نتوانست از خرمن علم میرزا خوشه ها بچیند. بعد از رحلت میرزای رشتی در سال 1312 ق (1274 ش) سید از محضر دانشمندان کم نظیر حوزه نجف اشرف بهره مند شد همچون آیات عظام: سیدابوالقاسم معصومی اشکوری، والد ماجدش شیخ عبدالله مازندرانی ملامحمد کاظم خراسانی، صاحب کفایةالاصول سید محمد کاظم یزدی، صاحب عروةالوثقی در میان دروس فقه و اصول اساتید مذکور، سید عشق و علاقه خاصی به درس آخوند خراسانی داشت او با اشکالات خود، استاد را واداشت تا او را به جلسه درس خصوصی خویش فراخواند و از شاگردان خاص وی گردد. سید به واسطه ذوق اصولی و مشرب ادبی و حافظه قدرتمند خویش، مطالب تلگرافی و سنگین استادش آخوند خراسانی را با بیان شیوا و روان خود برای برخی از همشاگردانش بازگو می نمود. سید در مدت چهار سال از درس آخوند بهره جست و اولین اجازه اجتهاد خود را از این استاد گرانقدر دریافت داشت. وی در باره عظمت علمی آخوند خراسانی می نویسد: تدریس علم اصول در حوزه علمیه نجف اشرف و کربلا قبل از آخوند خراسانی یک دوره طولانی داشت. از آیت الله حاج میرزا حبیب الله رشتی شیخ المحققین نقل است که فرمود: اگر من بخواهم یک دوره کامل علم اصول را تدریس کنم حداقل سی سال طول خواهد کشید. برای طلبه فرصتی باقی نمی ماند که بتواند فقه بخواند و ترویج دین کند. مرحوم آخوند خراسانی زواید علم اصول را حذف کرد و با آوردن نظریات و آراء تازه و مطرح ساختن افکار بلند فلسفی، با تألیف کتاب کفایة الاصول، این درس را به یک دوره سه ساله تقلیل داد و تدریس کرد. آیت الله سیدحسن اشکوری با تسلط خاص، دوره علم اصول را به زبان عربی به نظم کشید. منظومه اصول ایشان بالغ بر دو هزار بیت و بیش از یکصد و پنجاه موضوع و تبصره و اصل و فصل در دسترس است که بلاغت و اختصار و انسجام بی نظیر دارد و نزد اهل علم و فن شاهکاری است. وی دارای طبع سرشار و قریحه بلند و شورانگیز و عرفانی نیز بود. 
آیت الله اشکوری به حوزه علمیه نجف اشرف علاقه وافری داشت و همواره میل داشت که در جوار حرم علوی برای همیشه سکونت داشته و از دریای بیکران علمی و معنوی بزرگان نامدار و سترگ این حوزه علمیه کهنسال بهره مند گردد ولی آب و هوای نجف اشرف با وضع مزاجی وی ناسازگار بود. سید حسن بیش از پنج سال در نجف اشرف نماند و نتوانست با شرایط جوی، خودش را تطبیق دهد و همواره با تحمل رنج های فراوان، اوقات عمر را سپری می کرد با این وجود، به واسطه هوش و استعداد و همت عالی خود توانست مراحل علمی را سریع طی نماید و بعد از کسب موفقیت علمی و اخذ اجازات اجتهاد از سوی برجسته ترین اساتید، به ناچار نجف اشرف را ترک و در تهران رحل اقامت افکند. وی چندی هم در تهران به تدریس خارج فقه و اصول در مدرسه مروی همت گماشت ولی آب و هوای تهران نیز با وی سر ناسازگاری داشت و به دستور پزشکان می بایستی در مناطق معتدل زندگی می کرد. لذا وی به زادگاهش گیلان رفت و مدتی را در اشکور گذراند و سپس به دعوت علمای بزرگ رشت همانند آیت الله حاج سید محمود مجتهد روحانی به رشت کوچ کرد و تا آخر عمر در این شهر سکونت داشت. 
عصر زندگی آیت الله معصومی اشکوری را از دوره های پرآشوب و نابسامان تاریخی گیلان و اساساً کشور باید دانست. از این رو زندگی او با نشیب و فرازهای سیاسی و اجتماعی تؤام بود. در ایران نهضت مشروطه پا گرفت وتب و تاب مشروطه خواهی همه جا را پرکرد. جنگ اول بین الملل، عوارض و آثار تخریبی و جنگی خود را در همه شئون به جای نهاد و از طرفی جوش و خروش نهضت جنگل و انقلاب گیلان به رهبری میرزا کوچک جنگلی، این منطقه را تحت پوشش فراگیر قرارداد. در چنین شرایط و موقعیتی آیت الله سید حسن اشکوری به رشت وارد شد و مورد استقبال علما و اقشار مختلف قرار گرفت و در این شهر رحل اقامت افکند. کمیته اتحاد اسلام بعد از اقامت در رشت به پیشنهاد کمیته اتحاد اسلام - متشکل از علمای بزرگ رشت - که ریاست آن را آیت الله حاج سید محمود روحانی رشتی، مجتهد معروف ساکن رشت، به عهده داشت و نهضت جنگل را رهبری و پشتیبانی می کرد، آیت الله اشکوری به امر قضا پرداخت و ریاست محکمه عالی استیناف گیلان را عهده دار شد. پس از کمرنگ شدن کار کمیته با اشغال گیلان از جانب روسها به سال 1338 ق (1299 ش) از کار کناره گرفت. 
زمانی که امیرلشکر گیلان، سرتیپ محمدحسین خان آیروم در رشت مستقر شد و به ارعاب و سرکوب اندیشمندان و مخالفین و قتل و غارت مبادرت ورزید آیت الله معصومی اشکوری مجمع علما و روحانیون گیلان را رهبری کرد تا با اعمال قدرت علمی و دینی، مانع از ستم و اجحاف مرکز قدرت و مأموران حکومت و شیطنت سیاسی در عرصه اجتماع باشد. این مجمع متحد و منسجم که مهم ترین علمای گیلان در رأس آن بودند، روابط اجتماعی مستحکم و نفوذ فوق العاده ای در جامعه گیلان داشت و در جهت مصالح و منافع و رفاه و رستگاری مردم به ویژه تشریح اقتدار شریعت و احکام دین در آن موقعیت خاص، گام های بلند و سودمندی برداشت. تشکیل این مجمع و اقدامات قاطعانه آن در امور، برای آیت الله اشکوری پی آمدهای ناگوار و رنج های فراوانی به بار آورد و منجر به تبعید وی از شهر رشت به روستاهای دور افتاده و فاقد هرگونه امکانات اولیه آن زمان گردید. او سالها تحت نظر بودن و دوری از وطن و خانواده را تحمل کرد و در ماجرای اتحاد شکل و تغییر لباس که روحانیون را هم خلع لباس، می کردند، ایستادگی کرد و رنج و سختی را به جان خرید و ماهها در منزل منزوی و خانه نشین بود و از فشار حکومت پهلوی خم به ابرو نیاورد تا بر اثر اقدامات علمای اعلام و مراجع نجف اشرف موفق شد خواست خود را به کرسی نشانده و کماکان با مقام شامخ اجتهاد، ملبس به لباس روحانیت باشد. مجمع روحانیون گیلان بعد از پیشبرد نظرات مراجع تقلید نجف اشرف و توفیق آیت الله اشکوری بر تلبس به لباس روحانیت و عمامه، از این استقامت و پیروزی برای حفظ حرمت سایر روحانیون استفاده کرده و با اتخاذ تدابیری، اجازه صدور جواز پوشش لباس را برای اهل علم به دست می آورد و به صدور جواز مبادرت می کند. تقاضاها در این مورد زیاد می شود و سرانجام صدور جواز نیز فراگیر می شود. با این درخواستها همه روحانیون گیلان در هر رده علمی که بوده اند، در لباس روحانیت باقی می مانند. با سخت گیری هایی که دولت در سایر نقاط کشور داشته، آزادی عمل روحانیون گیلان موجب این می شود که حکومت مورد بازخواست قرارگیرد. فاطمی، حاکم وقت گیلان، در کمیسیونی عدم رضایت دولت را در این قضیه به صورت شعر به آیت الله اشکوری اعلام می کند و آیت الله اشکوری بلادرنگ در پاسخ یادداشت حاکم گیلان چنین می سراید:                                   در مملکـتی که نـیـسـت شـــایع       نه کسب، نه حرفه، نه صنایع                                   این گونه اجازه ها عجب نیست          از مـنـبـع مـخـزن الـودایــــع                                   دردا کــه پـــی مـتـاع ایــــران           حیــران شـده مشتـری و بایـع                                   گنجینه عـلم را چـه نقصــــان            عالِم نه که عالمی است ضایع ناگزیر از طرف حاکم تدابیری دیگر اتخاذ می شود که در جهت اهداف و نظریات مجمع روحانیون نبود.  
آیت الله سید حسن اشکوری از رجال و علمای برجسته آن دیار، دین و سیاست را تؤام و یکی می دانست و در زندگی خویش در عراق و ایران که رژیم سلطنتی حاکم بود، معتقد بود که سلطنت باید مطیع شریعت باشد نه شریعت، مطیع سلطنت و با شجاعت و شهامت برای ترویج دین و شعائر آن و انجام تکالیف مذهبی و شرعی جامعه اهتمام می ورزید و در حل و فصل امور اجتماعی و سیاسی، صاحب نظر بود به طوری که مورخ شهیر گیلان، جهانگیر سرتیپ پور، در کتاب نامها و نامداران گیلان ضمن شرح ایشان آورده است: «در سال 1320 خورشیدی که گیلان مجدداً مورد تجاوز (روسها) قرار گرفت و رشت در اشغال قوای سرخ درآمد کوشش هایی از طرف بعضی طبقات در جهت مقاومت منفی آغاز شد که آیت الله سیدحسن اشکوری به تقاضای عده ای، ریاست گروهی را که به نام جمعیت خرده مالکان متشکل شده بودند، پذیرفت و فعالیت این گروه با مخالفت قدرت حاکم روبه رو شد ولی بعضی اعضای آن، از جمله سیدحسن اشکوری وظایفی را که در چنین مصائب میهنی بر عهده شرافتمندان مترتب می شود، در نهان انجام می داد.» فارغ از مسائلی که در مورد تشکیل اتحاد خرده مالکان، سرتیپ پور در کتاب خود به آن اشاره کرده بعد دیگر قضیه، حفظ حقوق صنفی در قبال تعرضات بود و مسأله تأمین آب زراعی و توزیع آن در میان شالیکاران و هم چنین بازارفروش و خلاصه اصل زراعی، کاشت، داشت و برداشت مطرح بود از جمله اقدامات مؤثر و مفید این اتحاد عزیمت گروهی به تهران و تحصن در برابر مجلس شورای ملی و توقف شش ماهه در مجلس تا تحصیل نتیجه نهائی و تأمین خواسته در مورد استرداد املکی بود که رضا شاه در دوران سلطنت خود به اجبار غصب یا به ثمن بخس از مالکین مازندران و تنکابن و گیلان شرقی (لاهیجان، لنگرود، رودسر) گرفته بود. آیت الله اشکوری بدواً به دخالت در املاک و تصرف آن رأی داد. مالکین و خرده مالکین به همین نحو عمل کردند و اراضی و مزارع و املاک از دست داده را تصرف کرده و از دست عوامل شاه خارج ساختند و بعداً به تحصن خود تا نتیجه نهائی ادامه دادند. گزارش عوامل دولت در محل و انعکاس آن در مجلس، مقاومت مالکین گیلانی بود و دولت به لحاظ وجود بیگانه در کشور و بلاد شمالی، طلب آرامش می کرد. آیت الله در توجیه نظرات و رأی خود اصل غصب و غبن شرعی را در عمل و معامله و فرس (اسب) ماژور شاهی را در قبال مجلس عنوان کرد و در نتیجه با بررسی های دولت و مجلس طرح قانون واگذاری املاک با صواب دید متحصنین تهیه و مورد تصویب قرار گرفت. در سال 1329- 30 ش که نهضت ملی ایران برای کوتاه کردن دست اجانب از کشور و منابع و ذخائر طبیعی آن، آغاز و موضوع ملی شدن نفت ایران مطرح شد، آیت الله اشکوری به تأیید و همگامی با نهضت پرداخت و با صدور اعلامیه و فتوای دیگر در تجهیز مردم گیلان و محافل فعال همت گماشت. نظر قاطع و فتوای ایشان بر ملی نمودن نفت و ذخائر دیگر و طرد اجانب، استوار بود و نقش مؤثری در پشتیبانی عمومی از ملی شدن این سرمایه مهم کشور داشت. متن فتوا                                                             بسم الله الرحمن الرحیم راجع به ملی کردن صنعت نفت ایران، فتوا و رأی اینجانب را خواسته بودید، لزوماً اعلام می دارد چون معدن نفت لَوْخُلیَ داخلی و طبعه و همچنین سایر معادن مهمه از ذخایر ارضی و غیره جزء عواید مسلمین ایران و اندوخته بیت المال است، اصلح به حال مسلمانان ایران آن است که ملی شود و منافع آن صرف حفظ نظم و امنیت حدود و ثغور مملکت و ایجاد رفاه و آسایش جهت ملت و رفع فلاکت و ادبار مردم گردد، چه رسد به مسأله نفت جنوب بالخصوص که وسیله مداخلات نامشروع و سوء استفاده ها و پایگاه تبلیغات و تصمیمات و عملیات خانمان سوز اجانب در امور کشور و ملت ایران می باشد. تسلیط بیگانگان و کفار بر اموال و نوامیس مسلمین، حرام و بر تمام مسلمین ایران لازم و واجب و وظیفه ملی و دینی آنان است که با اهتمام مخصوص برای استفاده حق مسلم و حتمی خود از چنگال اجانب سعی و کوشش نمایند. و برای سعادت ایرانیان و رفع تجاوز و تعدی و قلع مظالم و اجحافات ستمکاران باید صنعت نفت در سراسر کشور ملی گردد تا استقلال سیاسی و اقتصادی میسر و از انحطاط و اضمحلال ایران جلوگیری به عمل آید. 
در سال های 1327 - 1328 ش که به موجب رأی مجلس مؤسسان قرار شد ایران دارای کنگره مشورتی باشد و علاوه بر مجلس شورای ملی، مجلس سنا هم مرکب از علما و بزرگان و دانشمندان و رجال سیاست تشکیل شود، قانون مجلس سنا تصویب و به موقع اجرا گذارده شد. ایالات و ولایات کشور در تکاپوی تعیین سناتورهای شایسته برای اعزام به اولین دوره مجلس سنا شدند دولت نیز فضای باز انتخاباتی اعلام و برای سنجش رشد مردم فقط نظارت بر امور داشت. مردم شرق گیلان (حوزه انتخابیه لاهیجان، لنگرود، رودسر و توابع) از فرصت استفاده کردند با اکثریت تام آیت الله حاج سیدحسن اشکوری را انتخاب نمودند و کاری کردند که سایر ایالات کشور و حتی سایر حوزه های انتخابیه گیلان نکرد. به سال 1332 ش در دوره دوم نیز مردم این حوزه انتخاب خود را تکرار کردند ولی ایشان شرکت در این مجلس را نپذیرفت. 
آیت الله سیدحسن اشکوری تألیفات فقهی و اصولی و دیوان شعری دارد که برخی از آنان چاپ شده است. تألیفات ایشان به شرح زیر است: حاشیه برکفایةالاصول استادش آخوند خراسانی منظومه دوره علم اصول آذرکده (دیوان شعر) مروری بر دیوان شعر آذرکده دیوان شعر سید اشکوری آذرکده نام دارد و تخلص شعری ایشان حسینی است. تمام اشعار این کتاب که بالغ بر 213 صفحه است، همه در مدح و مرثیه اهلبیت علیه السلام می باشد. وی در فارسی اقتدا به هیچ شاعری نکرده و تمام اشعار وی به وجه مُخَمس و مُسدس است که آن را فرهنگ و ادبیات عاشورای حسینی نیز می دانند. این دیوان به دو صورت عربی و فارسی تهیه و تدوین شده است. درباره فصاحت و لطافت ادبی شعر ایشان، حاج مرتضی کسائی - که علاوه بردانائی و توانائی در سخن و خطابت، از موهبت الهی حُسن صوت برخوردار بود - گفته است: «اینجانب در سال 1308 ش، با چندتن از علمای قم و گیلان از جمله آقا شیخ عباس قمی معروف، صاحب مفاتیح الجنان از راه دریا همراه و همسفر بودیم. به قاعده مرسوم و امکانات زمان ناگزیر می بایست صحاری گرم عربستان را با گردونه های بی سقف و راحله به ویژه در شب طی کرد. من هم با سایر راهیان قافله که اغلب عرب بودند، در گردونه ای سرباز از مکه به منا، که مسافت متنابهی به نظر می رسید، می رفتم برای تسلط به این محفل و رفع خمودی همسفران، مانع را مفقود و مقتضی را موجود دیدم گوشه احرام را به سر کشیده و در گوشه ای از گردونه غنوده با تحریری گیرا و دلچسب قصیده ای عربی از قصائد سروده مولانا سیدحسن اشکوری را در مدح حضرت ختمی مرتبت پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم با صوتی جلی و رثا شروع به خواندن کردم. در طول مدت، نفس ها در سینه سکت بود و صدا از کسی بلند نمی شد مگر در مواقعی که تجدید نَفَس ضرورت داشت بانگ احسنت احسنت اعراب در فضا طنین انداز می شد و سکوت را می شکست. پس از ختم قصیده، حضار با پی جوئی و تفحص خاص پرسش می کردند: این قصیده غرا از کدام شاعر برجسته عرب است و خواننده آن از کدام کشور عربی است؟ موقعی که توضیح می دادم سروده، از ادیبی است عجمی و خواننده آن عجم، باور نمی کردند که عجمی بدین سلاست و بلاغت و شیوائی شعر عربی بسراید.» 
آیت الله حاج سیدحسن معصومی اشکوری قریب به 80 سال در این جهان زندگی کرد و عمرش را صرف خدمت به اسلام و مسلمین و همیاری به همنوعان خصوصاً محرومان و مبارزه با اجانب و بیگانگان، نمود. سرانجام در طی مدت یک دوره بیماری در سال 1374 ق (1334 ش) در رشت دار فانی را وداع گفت و با تشییع از سوی اقشار گوناگون آن سامان، پیکرش به قم منتقل و با حضور علما و روحانیان در جوار حرم حضرت معصومه سلام الله علیها در قسمت بالای سر حرم (مقبرةالعلماء) مدفون گردید.  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۰:۱۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۰:۱۴

آیت الله سید حسن معصومی اشکوری

خلاصه زندگی نامه

 آیت الله سید حسن معصومی، معروف به اشکوری، از عالمان بنام و فعال و متقی در عرصه علم، سیاست و فضیلت بود. او در استان گیلان بالاخص شهرستان رشت، سالیان متمادی از عمرش را صرف خدمت به اسلام و مسلمین و مبارزه با ظلم و فساد کرد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع