آیت الله سید حسن سعادت مصطفوی در 1 خرداد سال 1315 در شهر قائن متولد شد. آموزش های مقدماتی را از 6 سالگی در مکتب و با مطالعه کتاب های فارسی آغاز نموده و پس از یک سال و نیم به مدرسه ابتدائی رفت. پدر وی مرحوم "آیت‌الله سید محمد سعادت مصطفوی" در پی مبارزاتی که با خاندان عَلَم (از صاحب منصبان دولتی در دوره سلطنت پهلوی ها) در باز پس گیری موقوفات قائن داشت، به بیرجند تبعید شده و پس از آن  در سال 1326 ه.ش به تهران هجرت کرد. سید حسن از 12 سالگی فراگیری علوم دینی را آغاز نمود و در سن 29 سالگی به دریافت اجازه اجتهاد از اساتیدش نائل شد. وی تحصیلات مقدماتی علوم حوزوی را نزد پدرش سپری کرده و علاوه بر این از محضر اساتید متعددی بهره برد. تسلط ایشان بر اندیشه های ابن سینا موجب شد تا در مجامع علمی به عنوان یک حکیم سینوی شناخته ‌شود. مصطفوی علاوه بر تدریس حکمت در دانشگاه امام صادق(ع) و برخی مراکز دانشگاهی دیگر، در حوزه‌ های علمیه قم (مدرسه علمیه دار الشفاء) و تهران (مدرسه علمیه مروی) نیز به تدریس پرداخت. آیت‌الله مصطفوی در سال 1393 از سوی سه تن از آیات عظام جوادی آملی، سبحانی و مصباح یزدی تقدیرنامه‌ ای به عنوان استاد برجسته فلسفه و حکمت دریافت کرد. مصطفوی از سال 1363 عضوهيأت علمی دانشگاه امام صادق عليه السلام شد و به مدت 9 سال  ریاست دانشکده الهیات، معارف اسلامی و ارشاد این دانشگاه را بر عهده داشت. ریاست گروه فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق عليه السلام و مؤسسه بيت الحکمة و دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، از دیگر سوابق مسئولیتی وی می باشد. 
پدر ایت الله مصطفوی، "آیت‌الله سید محمد سعادت مصطفوی" از فقها و فیلسوفان مشّائی قائن بود. ایشان بعد از اتمام تحصیلاتش در مشهد به مرحله اجتهاد رسید و عازم نجف شد. در نجف در محضر اساتید به نامی چون مرحوم آقا ضیاء عراقی تلمذ کرد و در حلی که 29 سال سن داشت،  از سه عالم بزرگ وقت نجف (مرحوم نائینی، ابوالحسن اصفهانی و آقاضیاء عراقی) درجه اجتهاد گرفت. سپس  با دختر یکی از بستگان خود، به نام "ستاره سادات" ازدواج کرد. آیت الله سید حسن سعادت مصطفوی در بخشی از مصاحبه خود با خبرگزاری فارس در 24 شهریور1393  درباره خانواده خود می گوید: «بنده فرزند ارشد خانواده هستم، سه برادر دارم که روحانی، دندانپزشک و مهندس کشاورزی هستند. چند برادر دیگرم فوت کردند و دو خواهرم هم در تهران زندگی می ‌کنند و فرزند یکی از خواهرهایم "نصیر موسویان" استاد فلسفه علم دانشگاه کاناداست، ایشان شش ماه در ایران و شش ماه کانادا تدریس می ‌کنند.» 
آیت الله مصطفوی در سن 12 سالگی به همراه خانواده اش در پی واقعه ایی از بیرجند به تهران هجرت کرد. ایشان سالها بعد در مصاحبه با خبرگزاری فارس در 24 شهریور 1393 به شرح مفصل این ماجرا پرداخته است: پدر به ناچار به سمت تهران حرکت کرد «آن دوره شهر قائنات شامل بیرجند و قائن بود و در قائن هم خاندان عَلَم از خاندان‌های قدیمی از دوران نادرشاه آنجا ساکن بودند، رئیس‌شان هم امیر شوکت‌الملک پدر عَلم نخست ‌وزیر بود. وی از شخصیت‌ های ممتازی بود که حتی رضاخان هم مراعات او را می‌کرد، چرا که نخستین دبیرستانی هم که در تهران دوره قاجار تأسیس شد، دنباله ‌اش در بیرجند و قائن تأسیس شد. یک مدرسه جعفریه هم در قائن بود که رضاخان آن را خراب کرده بود و موقوفات بسیارش را هم تصرف کرده بود. لذا علما پس از رفتن رضاخان تصمیم گرفتند موقوفات را پس بگیرند، مردم قائن هم همه به پدر بنده اعتماد داشتند، با اینکه از همه علمای قائن جوان‌تر بود بنابراین تجار گفتند که اگر آقای مصطفوی به تهران برود این موقوفات را باز پس گیرد ما هم برای احیای مدرسه و موقوفات تلاش می ‌کنیم، خلاصه پدر هم ناچار به سمت تهران حرکت کرد. چهارده ماه کامل پدر با همکاری دو شخصیت بزرگ آیت‌الله بهبهایی و آیت‌الله کاشانی در تهران تلاش کرد. پدر تعریف می ‌کردند که رئیس اوقاف آن دوره ملک الشعرای بهار به او گفته بود که آقای مصطفوی من بین دو سنگ گیر کردم، از سویی عَلم و خاندانش برای موافقت نکردن به من فشار می‌آوردند و از سوی دیگر هم آیات عظام. اما بهرحال به او وعده دریافت موقوفه را دادند.» نواب به پدرم گفته بود با هم حکومت پهلوی را ساقط کنند «پدر می ‌گفتند زمانی که منزل آیت‌الله کاشانی می ‌رفتند یک بار نواب صفوی را دیدند که تازه از عراق آمده بود، پدر هم آن دوره جوان بودند خلاصه نواب به پدرم گفته بود که بیایید دست به دست هم بدهیم و حکومت پهلوی را ساقط کنیم، پدر هم به شوخی به ایشان گفته بود که من این کار موقوفه را تمام کنم بعد ادامه کارها! خلاصه اداره اوقاف ناچار شده بود موقوفات قائن را زیر نظر پدرم قرار دهد. روزی که پدر در مدرسه‌ رضائیه (در خیابان سیروس تهران) بودند، علم با یک وکیل که فرد منصفی بود آدرس پدر را خواسته بودند، خادم هم راهنماییشان کرده بود و خلاصه آنها گفته بود که ما آنقدر اذیتتان می ‌کنیم که بروید قائن! اما پدر گفته بودند که تا موقوفات را تحویل نگیرند از اینجا نمی‌ روند، خلاصه علم هم همانجا با درخواست پدر موافقت کرده بود.» بعد از این تبعید، ما به تهران آمدیم «زمانی که پدر موقوفات را گرفتند و به قائن آمدند با استقبال عجیب مردم روبه رو شدند، از سوی دیگر خاندان علم به دنبال یک بهانه برای اخراج پدر از قائن بودند چرا که شخصیت محبوب و روح مبارزه‌ای پدرم، آنها را می‌ترساند. خلاصه یک شب که پدرم در منزل خواهرشان بودند رئیس ژاندارمی و چند ژاندارم به منزل عمه ما آمدند و به پدرم توهین کردند، پدرم هم با عصا رئیس ژاندارمری را چند ضربه زده بودند که عصا شکسته بود همه مردم از ترس بیدار شده بودند و بر پشت‌ بام‌ها نظاره می ‌کردند اینطور شد که ژاندارم‌ها از ترس مردم جرأت عکس‌العمل در مقابل پدرم را نداشتند و کمک رئیس ژاندارمی نکردند، همین یک بهانه دولت برای اتهام پدرم به منظور توهین به افسر دولتی شد، بعد از آن پدر را برای آخرین دفاع به بیرجند خواستند، مردم هم شبانه آمدند و با ماشین پدر را از قائن به سمت مشهد بیرون بردند و پرونده را هم در مشهد از بین بردند. بعد از این تبعید، ما به تهران آمدیم.» 
سید حسن سعادت مصطفوی تمام دروس سطح و یک دوره خارج فقه و اصول و نیز یک دوره کامل حکمت مشاء را نزد پدرش سپری کرده و علاوه بر این از محضر اساتید متعددی بهره برد. در ذیل به نام برخی از آنان اشاره می شود: - آیت الله حاج شیخ محمدتقی آملی (یک دوره چهار ساله فقه خارج) - آیت الله حاج شیخ محمد حسین ثقفی تهرانی (یک دوره پنج ساله خارج کفایة الاصول) - استاد شیخ محمد علی حکیم تشکر شیرازی (یک دوره عرفان نظری و ذوقی)   - آیت الله سید ابوالحسن رفیعی قزوینی (یک دوره پنج ساله حکمت متعالیه و اسفار به طور کامل) 
تدریس سید حسن سعادت مصطفوی علاوه بر تدريس حکمت در دانشگاه امام صادق عليه السلام و برخی مراکز دانشگاهی ديگر، به راهنمایی رساله‌ های دکتری و کارشناسی ارشد دانشجویان پرداخت. اقامه جماعت آیت الله مصطفوی سال ها در مسجد جامع نياوران به اقامه جماعت مشغول شد و محله قديم نياوران از ايشان به عنوان يک روحانی تأثيرگذار و ارزشمند یاد می کنند. تاسیس مرکز آموزش فلسفه آیت الله مصطفوی علاوه بر تدریس در دانشگاه و حوزه به تدریس فلسفه به صورت آزاد نیز اهتمام داشته و دراین زمینه در مصاحبه با خبرگزاری فارس در 24 شهریور 1393 می گوید: «بنده در نیاوران یک مرکز پژوهشی و آموزشی ابن سینا دارم به این علت که دیدم طالبان حکمت سینوی زیاد است اما جایی که مردم به صورت آزاد فلسفه بخوانند، وجود ندارد البته این مرکز ما با اینکه نام ابن سینا دارد اما حکمت ملاصدرا هم در آنجا تدریس می‌شود خلاصه ما هم ساختمانی روبه روی حسینیه نیاوران ساختیم که تحت اشراف خودم است، پیش از این نیز جایی به نام بیت‌الحکمه درست کردیم این مرکز از نیمه شهریور افتتاح شد آنجا هم مرکز فلسفه آزاد است و زیر نظر جایی نیست بنابراین نه بودج ه‌ای دارد نه تحت نظر قم است، خیلی هم از آن استقبال شده است.» 
آیت الله مصطفوی پس از اخذ درجه اجتهاد در سن 29 سالگی ازدواج نمود که دو دختر و یک پسر حاصل این ازدواج است. وی در مصاحبه با خبرگزاری فارس در 24 شهریور 1393 در این خصوص گفت: «بنده 29 سالم بود که ازدواج کردم زمان ازدواجم مجتهد بودم.... ابتدای ازدواج من درآمدی نداشتم یادم است زندگی طوری به من فشار آورد که یک سکه در دوره ازدواج هدیه گرفتم آن را به قیمت هفتاد تومان از من خریدند و خرج دو یا سه روز زندگی کردم. خلاصه در منزل درس می ‌گفتم و درآمدی کم کم کسب کردم گاهی برای اینکه همسرم تصور نکند بیکار هستم، شب‌ های ماه رمضان بیرون می ‌رفتم و او فکر می ‌کرد که من منبر می ‌روم ولی با همه اینها یکی از عنایات خداوند به انسان، همسر خوب است بنده به این سن هفتاد و هشت سال رسیدم الحمدالله زندگی‌ ام روبه راه شده برای این بوده که همسر مطیعی داشتم و هیچ فشاری از سوی ایشان به من وارد نشد و همه جا ایشان کمک حال من بودند.» 
آیت الله مصطفوی پس از  پیروزی انقلاب اسلامی از 23 بهمن 1357 تا اسفند 1363 به مدت 6 سال ریاست و حراست از کاخ نیاوران را بر عهده داشت. ایشان در مصاحبه با خبرگزاری فارس در 24 شهریور 1393 در رابطه با چگونگی واگذاری این مسئولیت به ایشان گفت:  «...کاخ نیاوران را جوانان نیاوران فتح کردند این جوانان هم مؤدب و موقر بودند بنابراین آن دوره معترض بودند که کاخ را آنها فتح کردند اما کسی دیگر عهده‌دار آن شده است... خلاصه من که رسیدم دو سمت نیروهای هوایی و بچه‌های نیاوران تیراندازی می‌ کردند و خواستار ریاست من در کاخ بودند. آقای انوری هم گفتند که اینها فقط شما را قبول دارند، این سِمت را بپذیرید خلاصه شبانه حکم ریاست کاخ از سوی امام و دفتر نخست ‌وزیری بازرگان صادر شد و من هم از فردا صبحش در کاخ حضور یافتم... یکی از سیاست‌های من در کاخ این بود که کسی را برای بازدید راه نمی ‌دادم، هر کس می ‌آمد می ‌گفتم یا باید مجوز بنیاد مستضعفان داشته باشند یا دولت. شش سال سرپرستی کاخ را بر عهده داشتم یک بار که آقای اشراقی از طرف امام به کاخ آمد متوجه شد که همه چیز سالم مانده است خیلی از شخصیت‌ها چون آیت‌الله محمدی گیلانی، شهید مفتح، آقای خلخالی، شهید مطهری، شهید قدوسی و ... به آنجا می ‌آمدند طوری من کاخ را سالم نگه داشته بودم که عده‌ای به من می ‌گفتند آقای مصطفوی شما کاخ را برای شاه نگه داشتید که هیچ کس را به داخل راه نمی ‌دهید!...» 
آیت الله مصطفوی علاوه بر تدریس به تالیف آثار حکمی و فلسفی نیز اشتغال دارد. از جمله تالیفات وی می توان به موارد زیر اشاره نمود: -شرح نمط سوم اشارات و تنبیهات ابن سینا به فارسی مبسط و تفصیلی -الهیات بمعنی الاخص در قرآن مقالات -ملاحظاتی در باب حرکت جوهری چاپ شده در دفتر 64 زمستان 1377  مقالات و بررسی های مربوط به دانشکده الهیات دانشگاه تهران -علم خدا، مجله پژوهش های فلسفی و کلامی چاپ شده در فصلنامه علمی پژوهشی دانشگاه قم ال 12 زمستان 1385 -حل پارادکس عینیت و ذهنیت وجود مطلق با تکیه بر هستی شناسی علامه سید حیدر آملی چاپ شده در دو فصلنامه علمی پژوهشی فلسفه دین و معرفت شناسی نامه حکمت سال پنجم شماره اول بهار و تابستان 1386 -فلسفه در افق عقل و دین چاپ شده در فصلنامه پژوشی اقوام و مذاهب میثاق قم شماره پنجم زمستان 1386 -انیت و یقین آور بودن برهان صدیقین سینوی چاپ شده در دو فصلنامه علمی پژوهشی فلسفه دین و معرفت شناسی نامه حکمت سال ششم شماره دوم پائیز و زمستان 
آیت الله مصطفوی در گفت و گویی تفصیلی با خبرنامه صادق در تاریخ 9 دی 1393 درباره حوادث پس از انتخابات سال 88 به شرح مواضع خود پرداخته که بخش هایی از صحبت های ایشان در ذیل آمده است: حوادث انتخابات سال 88 فتنه بود «...به واقع هم فتنه بود و هر کس این موضوع را انکار کند، اشتباه کرده است و آنها اگر الان هم فرصت پیدا کنند دوباره فعال می شوند و بیخود نبود که امام فرمودند هر وقت آمریکا از ما تعریف کرد بدانیم که خراب کرده ایم. اگر خدا عنایت نمی کرد فتنه حل نمی شد چرا که آنها کارها را پخته بودند و مسلم می دانستند که مملکت دست آنهاست منتهی اینکه امام(ره) می فرمایند خداوند در بعضی اوقات عقل را از دشمنان می گیرد، آنها نیز اشتباه کردند و در روز عاشورا آن کار را انجام دادند و جهت مذهبی مردم تحریک شد.» از خدا بخواهیم که لحظه ای ما را به حال خود واگذار نکند «یکی از اشتباهات بزرگ آقای موسوی هم همین بود و من نمی دانم ایشان چه کرده بود که خدا اینطور ایشان را گرفتار کرد چرا که اگر ایشان به حرف آن طرف گوش نمی داد و پیرو آقا بود به طور طبیعی رئیس جمهور می شد. در روایت نیز داریم که گاهی یک عمل ناشایست داریم(و ما از آن خبر نداریم) که خدا یک آن انسان را به خودش واگذار می کند و پیغمبر اکرم(ص) نیز هر روز در هنگام خروج از منزل این دعا را می خواندند که «الهی لاتکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا» و زمانی که یکی از زنان پیامبر از این دعا تعجب کرد، حضرت پاسخ دادند که یونس پیامبر یک لحظه به حال خود واگذار شد و در نتیجه در شکم نهنگ ماند. من هم در نمازها این دعا را تکرار می کنم و از خدا بخواهیم که ما را به حال خود وانگذارد تا مرتکب اشتباهی شویم» 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۰:۳۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۰:۳۳

آیت الله سید حسن سعادت مصطفوی

خلاصه زندگی نامه

 آیت الله سید حسن سعادت مصطفوی، روحانی معاصر و مدرس برجسته فلسفه و حکمت اسلامی در حوزه های علمیه و دانشگاه که به دلیل تسلط فراوان بر اندیشه‌های ابن‌ سینا در مجامع علمی به عنوان یک حکیم سینوی شناخته می شود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع