جستجو در مطالب و اشخاص
سید جواد فرزند سید حسین و پدر مقام معظم رهبری که با شهرت خامنه ای شناخته می شود در سال 1274 شمسی (1313 ق) در نجف اشرف در خانواده ای روحانی، متولد شد. در کودکی (حدود 3 سالگی) به همراه خانواده به تبریز بازگشت و تحت تربیت پدر فقیه و عالم خود سید حسین حسینی خامنه ای رشد یافت. ایشان در نوجوانی شاهد ماجراهای مشروطیت بود، مخصوصاً اینکه شوهر خواهرش «شیخ محمد خیابانی» بخش بزرگی از جریان مشروطه خواهی را در شمال غرب ایران رهبری می کرد و بطور بدیهی تمام خانواده را درگیر این جریانات ساخته بود.آیت الله سید جواد خامنه ای پس از سالها زندگی در زادگاه و سپری کردن دوران تحصیل درتبریز، مشهد و نجف و کسب مقام اجتهاد به مشهد مقدس کوچ کرد و در جوار بارگار اما رضا (ع) اقامت گزید.ایشان در مشهد به تدریس‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تعلیم و تربیت طلاب و ارشاد مردم مشغول بود و چندین سال متمادی امامت جماعت مسجد صدیقی‌ها یا مسجد آذربایجانی‌ها (ترک‌ها) را برعهده داشت.آیت الله سید جواد خامنه ای در کمال زهد و پرهیزگاری زیست و پس از عمری طولانی و پربار سرانجام در 93 سالگی در 15 تیر 1365 از دنیا رفت و در توحید خانه (رواق پشت سر مرقد امام رضا (ع)) به خاک سپرده شد. امام خمینی در پیام تسلیتی که به مناسبت رحلت ایشان دادند، او را عالمی متعهد و باتقوا خواندند. 

نسب آیت الله خامنه ای به حضرت سلطان سید محمد که از سادات حسینی است و با چهار واسطه فرزند امام سجاد می شود می رسد. ایشان به دلیل ظلم و جور عباسیان به مناطق مرکزی ایران و تفرش، آشتیان و فراهان می آیند و از سوی مردم آن مناطق مورد استقبال قرار می گیرند ولی مأموران عباسی در تفرش ایشان را دستگیر و شهید می کنند. هم اکنون مزار ایشان در میقان اراک قرار داد.سید محمد فرزند سید محمدتقی، فرزند سید میرزا علی، فرزند سید میرزا اکبر، فرزند سید فخرالدین از شجره مبارک حضرت سلطان سید محمد است که از تفرش به آذربایجان مسافرت می کنند و در شهر خامنه 80 کیلومتری شمال غربی تبریز ساکن می شوند.بعد از وی سید حسین، فرزند سید محمد در خامنه مشغول هدایت و ارشاد مردم می شود و البته به نجف اشرف سفر می کنند و در آنجا به درس و بحث اشتغال می ورزند. ایشان جد حاج سید علی خامنه ای بودند. 

آیت الله سید جواد خامنه ای علوم مقدماتی را در مدارس تبریز خواند. حدود 9 ماه در مشهد توقف کرد و سپس به تبریز بازگشت. در این مدت مادرش از دنیا رفته بود. گفته می شود در این زمان شاهراه (جاده تهران به مشهد) نا امن بود و راهزن های منطقه استر آباد مدام در تاخت و تاز به این جاده بودند. سید جواد به بادکوبه رفت و از طریق بحر خزر راهی عشق آباد شد و از آن ناحیه به خراسان رسید. وی در مشهد نزد آقایان حاج سید حسن قمی، میرزا محمد آیت الله زاده خراسانی، حاج فاضل خراسانی و میرزا مهدی اصفهانی درس آموخت.سید جواد حدود سال  1345 ق  راه نجف اشرف را پیش گرفت تا اندوخته های خود را کامل کند. در نجف از درس علمای عظام، «آیت الله عظمی میرزای نایینی» و «آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی» بهره وافر برد و به فراگیری سطوح عالی فقه و اصول و دیگر معارف معقول و منقول پرداخت و 6 سال بعد، پس از کسب مقام اجتهاد به تبریز بازگشت و مدتی در آنجا ماند. سپس به مشهد باز می گردند و تا انتهای عمر پر برکت خود به وظایف دینی و علمی اشتغال می یابند. 

آیت الله سید جواد خامنه ای در آستانه چهارمین دهه زندگی خود با ضایعه مرگ همسرش که از او 3 دختر به یادگار داشت رو به رو شد. به دنبال مرگ همسر اولش با بانو خدیجه میردامادی دختر آیت الله هاشم میردامادی نجف آبادی ازدواج کرد. خدیجه میر دامادی متولد 16 اردیبهشت 1293 تنها فرزند آیت الله سید‌هاشم نجف آبادی از همسر اولش (بی بی سکینه) بود.آیت الله سید جواد خامنه ای از بانو خدیجه میردامادی دارای چهار پسر و یک دختر به نام‏های سید محمد، سید علی، بدر السادات، سید‌هادی و سید محمدحسن شد.حاجیه خانم خدیجه میردامادی در 15 مرداد 1368 بر اثر سکته قلبی درگذشت و در حرم امام رضا (ع) در کنار شوهرش به خاک سپرده شد. 

درباره‌ ساده‌زیستی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، تهجد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ‌زهد و عبادت آیت الله سید جواد خامنه ای سخن‌های زیادی در منابع گفته شده است. او دلبستگی به دنیا نداشت و در عین برخورداری از مقامات عالی علمی و وجهه و محبوبیت مردمی، ‌عالمی پارسا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، ‌متواضع و زاهد و به دور از هرگونه پیرایه و تجمل بود؛ و در نهایت سادگی گذران عمر می‌کرد.او پیکری لاغر اما سالم داشت. کم غذا می‌خورد. بسیار قناعت پیشه بود و گذر زمان نیز کیفیت معیشت او را دچار دگرگونی نکرد. آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبایی وقتی در سال 1351 ش به مشهد رفت، هنگام ملاقات با آیت الله سید جواد خامنه ای خطاب به فرزندان وی گفت: «من 40 سال قبل همراه پدرم از تبریز به مشهد آمدم و برای دیدن آقا، سری به ایشان زدم. آقا در 40 سال پیش همان جای نشسته بود که الان نشسته و من همان جایی نشستم که پدرم نشسته بود و این اتاق و این خانه کمترین تغییری نکرده است.»نزدیکان حاج سید جواد درباره او گفته اند که وی بسیار مطالعه می‌کرد. موضوع کتاب‌های مورد علاقه او فقه، اصول، حدیث، تفسیر، رجال، سپس کتابهای تاریخی و دیگر موارد بود. 

رهبر بزرگوار در بيان نخستين خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنين مى گويند:«پدرم روحانى معروفى بود، امّا خيلى پارسا و گوشه گير... زندگى ما به سختى مى گذشت. من يادم هست شب هايى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهيّه مى کرد و... آن شام هم نان و کشمش بود.»خانه اى را که خانواده سيّد جواد در آن زندگى مى کردند، رهبر انقلاب چنين توصيف مى کنند: «منزل پدرى من که در آن متولد شده ام تا چهارـ پنج سالگى من، يک خانه 60 70 مترى در محّله فقير نشين مشهد بود که فقط يک اتاق داشت و يک زير زمين تاريک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم ميهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر اين که روحانى و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زير زمين مى رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمين کوچکى را کنار اين منزل خريده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شديم.»در خاطرات رهبر انقلاب آمده است که زمانی ایشان در سال 1343 در قم مشغول تحصیل بودند، از مكاتباتى كه با پدر داشتند، متوجّه شدند كه يك چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده است؛ و ایشان پس از آگاهی از این خبر تحصیل در قم را رها کرده برای مراقبت از پدر به مشهد باز می گردند. در خاطرات ایشان چنین نقل است: «به مشهد رفتم و خداى متعال توفيقات زيادى به ما داد. به هر حال به دنبال كار و وظيفه خود رفتم. اگر بنده در زندگى توفيقى داشتم، اعتقادم اين است كه ناشى از همان بّرى «نيكى» است كه به پدر، بلكه به پدر و مادر انجام داده ام». 

آیت الله سید جواد خامنه ای، همواره با رژیم های سلطه ستم شاهی مخالف بود و هرگز حاضر نشد تا قدمی در موافقت و تأیید آنها بردارد. ایشان را نمی توان به صورت واضح، مرد سیاست و مبارزه، به مفهومی که امروزه تصور می شود، نامید. وی پا به این عرصه ننهاد و ادعای آن را هم بر زبان نراند، ولی با وجود این همواره فاصله خود را با عوامل حکومتی حفظ می نمود و روی خوش به رژیم پهلوی نشان نمی داد، به نحوی که فرزند ایشان مقام معظم رهبری آیت الله خامنه ای، در خاطراتشان در توصیف ایشان می فرمایند: «پدرم با هر کاری که رضا خان پهلوی کرده بود، مخالف بود از جمله؛ اتحاد و شکل از لحاظ لباس و دوست نمی داشت همان لباسی را که رضا خان به زور می گوید، بپوشد.»تلاش مقامات رسمی مشهد برای بهره گیری از چهره موجه ایشان به نفع حکومت موفق نبود، چرا که حاج سید جواد، امام خمینی را از نزدیک دیده و به تعبیری با ایشان رفاقت داشتند و جذابیت، منش، متانت و سلوک امام خمینی همواره در یاد و ضمیر حاج سید جواد باقی بود و همواره از آن یاد می نمود.در کتاب «شرح اسم» که زندگینامه رهبر معظم انقلاب از سال 1318 تا 1357 می‏باشد آمده است:با آغاز نهضت امام خمینی و ورود پسران حاج سید جواد به صحنه مبارزه با حکومت پهلوی، خانواده آیت الله خامنه ای در مشهد تحت مراقبت و گاه فشار قرار گرفت. گاه سه پسر او پشت میله‌ها به سر می‌بردند. در نیمه دهه چهل رفت و آمد اجباری سید علی خامنه ای به شهربانی و ساواک فزونی گرفت. از این رو از دی ماه سال 1345 ش ساواک به دنبال تهیه «بیوگرافی ملصق به عکس» آیت الله سید جواد خامنه ای بود و از شهربانی خراسان خواست تا این کار را انجام دهد. مأمور شهربانی پس از مراجعه به حاج سید جواد دست او را بوسیده و از او می‌خواهد با دو قطعه عکس به اطلاعات شهربانی بیاید؛ اما پاسخی که دریافت می‌کند این است: مرا با شهربانی کاری نیست، من با شهربانی سر و کاری ندارم.این درخواست ساواک تا حدود 4 سال بعد به تعویق افتاد تا این که حاج سید جواد تهدید شد «در صورتی که از تنظیم بیوگرافی و تسلیم عکس خودداری کند قهراً برای وی عواقب ناراحت کننده ای دارد» تهدید ها مؤثر افتاد و آیت الله سید جواد خامنه ای با بی حوصلگی به 19 سؤال از 22 سؤال برگه مشخصات در حد یک، دو یا سه کلمه پاسخ داد. 

در خاطرات آیت‌الله سیدمحمد خامنه‌ای درباره پدر بزرگوارشان آمده است:«والد» ما از آن عالمانی ‌‌‌‌‌‌‌‌بود که هیچ کس با او دشمنی نداشت، لذا با او دوستی و احترام و محبت می‌کردند و محبوبیت و احترام عام داشت. ایشان با بسیاری از معاریف علمای ایران و عراق از جمله آیت‌الله میلانی، علامه طباطبایی، حاج شیخ ‌هاشم قزوینی، امام خمینی(ره) و بیشتر علمای معروف آذربایجان روابط نزدیک و دوستانه‌‌‌‌‌‌ای داشت و بسیاری از این علما به خانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ما رفت و آمد داشتند. آیت‌الله میلانی خودش می‌گفت که ما و پدرتان هم‌مکتب بودیم و باهم درس می‌خواندیم و بازی می‌کردیم. آن دو خیلی به هم نزدیک بودند و ایشان در اوایل اقامت در مشهد تقریباً هفته‌‌‌‌‌‌ای یکبار به منزل ما می‌آمدند.علامه طباطبایی، آیت‌الله میلانی و پدرم در شهر نجف هم سه یار دبستانی بودند و این ارتباط و دوستی همچنان میان ایشان تا سال‌ها و تا اواخر عمرشان پابرجا بود.علامه طباطبایی بعضی از سال‌ها با خانواده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خود به مشهد مشرف می‌شدند و یکی دو ماه می‌ماندند و بیشتر اوقات، صبح‌ها برای دیدن آقای ابوی به منزل ما می‌آمدند و ساعتی با هم می‌نشستند و باهم از هر دری صحبت می‌کردند. گاه بحث‌های علمی داشتند، گاهی کتاب‌هایی مثل تحریر اقلیدس در علم هندسه را جلوی خودشان می‌گذاشتند و دو فقیه می‌نشستند و درباره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی قضایای هندسی باهم بحث می‌کردند. احتمال می‌دهم پدر من سؤال می‌کرد و مرحوم علامه که قوی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر و استادتر بود، جواب می‌داد.آقای طباطبایی با ما روابط خانوادگی هم داشت و در دوران اقامت خود در مشهد، هر دفعه که می‌آمدند خانواده و فرزندانشان را هم می‌آوردند، لذا خانم‌ها با هم دوستی و مراوده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نزدیک داشتند، بچه‌های دو خانواده ‌‌‌‌‌‌‌‌هم باهم بازی می‌کردند و روابط نزدیک و صمیمانه‌‌‌‌‌‌ای برقرار بود. همین روابط نزدیک باعث شد که خانواده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ من در قم پس از ازدواج، با خانواده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ایشان و خود من با شخص علامه و فرزندانشان روابط خانوادگی داشته باشیم و منزل ما هم شاید کمتر از صد متر با منزل ایشان فاصله داشت. 

چهاردهم تیرماه 1365، خبر درگذشت آیت الله سید جواد خامنه ای منتشر شد. اولین ساعات بامداد روز پانزدهم تیر 1365، هزاران نفر از مردم سوگوار، جلوی مسجد امام حسن مجتبی (همان مسجدی که سال 53 جمعیت کثیری از جوانان و مردم در آن جمع می‌شدند و پای درس آقا سید علی خامنه‌ای می‌نشستند) جمع شدند؛ تا پیکر ایشان را به سمت حرم تشییع کنند.آیت الله سید علی خامنه ای (رهبر معظم انقلاب) نیز در میان مردم حضور داشتند و مردم با شعار های مختلف با ایشان ابراز همدردی میکردند. هنگام فوت این عالم بزرگوار، فرزند برومند شان، حضرت آیت‏اللَّه خامنه‏ای مدظله، دوران ریاست جمهوری خود را می‏گذراندند.در این مراسم اکثر مقامات کشوری و لشکری و حوزوی حضور داشتند و نماز میت را آیت‌الله شیرازی امام جمعۀ مشهد، همراه با جمعیت انبوه مردم، در حرم امام رضا خوانده و پیکر پاک آن مرحوم جنب دارالفیض به ‌خاک سپرده شد.سیل پیام‌های تسلیت از مقامات مختلف کشوری و لشکری و علما سرازیر شد و در رأس همه، پیام تسلیت امام امت(ر ه) بود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، طی تلگرافی به محضر امام، از پیام تسلیت ایشان قدردانی کردند.هفدهم تیرماه نیز مجلس ختمی از سوی حضرت امام در مدرسۀ عالی شهید مطهری با حضور جمعیت زیادی از مردم و بزرگان کشور و با سخنرانی آیت‌الله فلسفی برگزار شد.دهم مرداد، اولین نمازجمعۀ آیت‌الله خامنه‌ای بعد از درگذشت پدرشان بود و ایشان در نمازجمعه از ابراز همدردی ملت تشکر کردند. 

امام خمینی در پیام تسلیت خود، علم و تقوای آقا سید جواد خامنه ای را مورد تأکید قرار داده اند و بیان فرمودند:جناب حجت الاسلام آقای حاج سید علی خامنه ای رییس جمهور محترم دامت افاضاتهرحلت والد معظم جنابعالی که عمری با علم و تعهد و تقوا به سر بردند، موجب تأسف گردید. این مصیبت را به جنابعالی و اخوان محترم و خاندان جلیل تسلی گفته، سلامت و موفقیت آن جناب را از خدای تعالی مسئلت دارم.والسلام علیکم و رحمة الله28 شوال المکرم 1406 روح الله الموسوی الخمینی 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۰:۴۱

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۰:۴۲

آیت الله سید جواد خامنه ای

خلاصه زندگی نامه

  آیت الله حاج سید جواد حسینی خامنه ای، پدر مقام معظم رهبری، از علمای بزرگ، مجتهدان پرهيزگار و روحانيون زاهد روزگار بود.  

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع