آنتوان سوروگین (Antoin Sevruguin) در سال 1840 میلادى در سفارت روسیه در تهران از یک پدر و مادر گرجى تبار زاده شد و سالهاى نخستین عمرش را در تهران گذراند. پدرش "واسیلى" مستشرق و دیپلمات سفارت روسیه تزارى در تهران بود. علاقه او به ایران در همین دوره پدید آمد و بعدها یکى از دوستداران و ستایشگران ایران و ایرانیان شد. وی پس از مرگ پدرش با خانواده خود به گرجستان بازگشت و در جوانى نزد عکاس معروف روسى "دیمترى ایوانویچ ژرماکوف" در تفلیس عکاسى آموخت و بر آن شد تا به ایران بازگردد. آنتوان در سال 1870 میلادى به تبریز رفت و در آنجا ساکن شد و ظاهراً به دستگاه ولیعهد "مظفرالدین میرزا" راه یافت و از او لقب "خانى" گرفت و پس از مدتى به تهران برگشت و یک استودیو عکاسى در خیابان "علاءالدوله"، دایر کرد. آنتوان در تهران با یک دختر ایرانى از نژاد ارمنى‏ ازدواج کرد و حاصل این ازدواج هفت فرزند بود که تنها دو تن از آنها، یک پسر و یک دختر، زنده ماندند. سوروگین سرانجام در سال 1933 میلادی درگذشت. 
آنتوان در جوانى همراه با برادرانش "امانوئل" و "کولیا" نزد "دیمترى ایوانویچ ژرماکوف" ،عکاس معروف روسى، در تفلیس عکاسى آموخت و بر آن شد تا به ایران برود. وی در سال 1870 میلادى با برادرانش به تبریز رفت و در آنجا ساکن شد و پس از مدتى به تهران برگشتند و یک استودیو عکاسى در خیابان "علاءالدوله"  که بعدها "فردوسى" نام گرفت، دایر کردند. سوروگین یکى از موفق ‏ترین عکاسهاى عصر خود بود. او زبان فرانسه را خوب مى ‏دانست و در سال 1878 رساله عکاسى، عکاس مشهور فرانسوى "لیبر" را به فارسى ترجمه کرد و به "مظفرالدین میرزا" تقدیم داشت. وی عکاس حرفه‏اى پرکارى بود که براى کامل کردن مجموعه عکسهاى خود تمامى ایران را زیر پا گذاشت و از سوژه‏هاى گوناگون بهترین تصاویر را تهیه کرد. مردم، مناظر، بناهاى تاریخى، آداب و رسوم، مشاغل و حرفه‏ها، اشیاء و سرانجام تمام زوایاى زندگى ایرانیان سوژه‏ عکاسى او بود. توانایی در عکاسی خبری آنتوان توانایى خود را در تصویربردارى از دو حادثه‏ مهم تاریخى دوران فعالیت هنریش در آنچه بعدها عکاسى خبرى خوانده شد نشان داد. در تصاویر "میرزا رضاى کرمانى" پس از قتل "ناصرالدین شاه" و مراسم تشییع جنازه شاه و رخدادهاى نهضت مشروطیت، سوروگین در نقش یک خبرنگار عکاس ظاهر ‏شد. 
حاصل زندگى هنرى آنتوان گردآورى هفت هزار نگاتیو شیشه‏اى از کارهاى خود او و شمارى نیز کار عکاسهاى پیش از او بود. شیشه‏ها منظم شده و شماره خورده بود. شماره‏ها به شیوه‏ رقم زدن هنرمندان نقاش ایرانى، در گوشه و کنار شیشه به گونه‏اى نوشته شده بود که کمتر به چشم مى ‏خورد و آنها را بر چوب دستى پر گره‏ درویش، بر بدنه گارى بستنى فروش دوره گرد، بر سایه بر زمین افتاده شتر و… دیده مى‏ شود. انفجار و نابودی نگاتیوهای شیشه ای سوروگین در سال 1908 در وقایع پس از مشروطیت به سبب ارتباطش با مشروطه‏ طلبان گرفتار مشکلات بسیار شد و به سفارت انگلیس پناهده شد. در همین زمان انفجار بمبى در خانه کنار عکاسخانه‏اش بزرگترین فاجعه‏ دوران کار هنریش را پدید آورد که از هفت هزار نگاتیو شیشه ای وی تنها دو هزار شیشه سالم ماند. با بر افتادن سلسله‏ قاجار و تغییر پادشاهى ضربه‏ دیگرى بر انتوان وارد شد، پادشاه جدید مانند تمامى شاهان جدید در تاریخ ایران به یک باره به نفى گذشته پرداخت. این نفى و منسوخ سازى دو هزار شیشه‏ پرارزش سوروگین را نیز در بر گرفت و شیشه‏ها توقیف شد. این فاجعه دیگر خارج از توان او بود، زیرا حاصل ده‏ها سال کوشش خود را بر باد رفته مى ‏دید. سرانجام نگاتیوهای شیشه ای "مارى" تنها دختر انتوان که در واپسین سالهاى عمر وی عکاسخانه را اداره مى ‏کرد توانست 696 قطعه از شیشه‏ها را از توقیف در آورد. این شیشه‏ها و شمارى از عکس‏هاى کار سوروگین بعد از مرگ او و تعطیل شدن عکاسخانه‏اش به کلیساى پروتستان امریکائى تهران منتقل شد و در سالهای 1951 و 1952 میلادى در اختیار موسسه‏ "اسمیت سونیان" در واشنگتن قرار گرفت و در گالرى هنر "فریر" نگهداری شد. نمایشگاهى از عکس‏هاى او در سال 1983 میلادى در آن گالرى برگزار شد. 
168 قطعه از عکس‏هاى انتوان در میان مجموعه‏ عکسهاى یک دیپلمات هلندى به موزه ملى نژادشناسى شهر لیدن هدیه شده که مورد مطالعه و معرفى قرار گرفته است. عکس‏هاى او در نمایشگاه 1897 میلادى بروکسل و نمایشگاه 1900 میلادى پاریس موفق به دریافت مدال شد و خود او از دولت ایران داراى نشان شیر و خورشید الماس نشان بود. جهانگردان و پژوهشگران اروپائى که در سده 19 و آغاز سده 20 میلادى به ایران سفر کرده و خود عکاس نبوده‏اند، عکس‏هاى مورد نیاز براى چاپ در سفرنامه‏ها و کتاب‏هاى خود را در ایران تهیه مى ‏کردند. از همین راه است که شمار زیادى از عکس‏هاى سوروگین به سفرنامه‏ها راه یافته و در همان زمان زندگى، شهرت وی را به خارج از ایران کشانده است. بهترین نمونه این عکس‏ها را در کتاب "از خراسان تا بختیارى" هانرى رنه‏ دالمانى" مى ‏توان دید. او سهم مهمى در تهیه عکس‏هاى کتاب پر ارج "بررسى هنر ایران" اثر "پوپ" داشته است. 
آنتوان سوروگین در سال 1933 میلادى برابر با سال 1312 شمسى درگذشت و در گورستان ارامنه در دروازه دولاب تهران به خاک سپرده شد. 
"داریوش نویدگویی"، مدیر انتشارات بین‌المللی نوید شیراز، در تاریخ 24 اسفند 1393 در گفتگو با خبرگزاری "ایلنا" در رابطه با انتشار کتابی به نام "تخت جمشید از نگاه آنتوان سوروگین" گفت: «این عکاس گرجی و روس‌ تبار ساکن ایران در عهد قاجاریه و زمان سلطنت ناصرالدین شاه بود. ... ناصرالدین شاه علاقه زیادی به عکس و همچنین آثار فرهنگی داشته. او به آنتوان مأموریت می‌دهد که از مکان‌های تاریخی ایران عکاسی کند و دو خانم جوان با نام‌های "طاهره اسلامی" و "درنا نوید‌گویی" به جمع آوری آثار سوروگین و زیرنویس کردن عکس‌های او پرداختند. نشر بین ‌المللی نوید شیراز این عکس‌ها را به همراه زندگی ‌نامه مفصلی از این عکاس در قالب کتابی با عنوان "تخت جمشید از نگاه آنتوان سورگین" منتشر کرده است. کتاب بسیار نفیس چاپ شده و دارای اسناد و مدارکی دقیق و دست اول در آن گردآوری شده است.» 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۱:۵۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۲:۰۰

آنتوان سوروگین

خلاصه زندگی نامه

 آنتوان سوروگین، عکاس روسی-گرجی تبار عصر قاجار که از جانب ناصرالدین شاه مأموریت داشت از مکان‌های تاریخی ایران به ‌خصوص تخت جمشید عکسبرداری کند. او برای کامل کردن مجموعه عکس‌های خود تمامی ایران را زیر پا گذاشت و از سوژه‌های گوناگون بهترین تصاویر را تهیه کرد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع