شیخ آقا محمد رضا معروف به صهبای قمشه ای در سال 1241 ق (1204  ش) در قمشه (شهر ضا) از توابع اصفهان به دنیا آمد. پدرش شیخ ابوالقاسم قمشه ای می باشد. آقا محمدرضا قمشه ای از حکمای اربعه تهران است که مدرسه عرفانی و حکمی خاص خود را بر مبنای آثار محی الدین عربی و شارحانش و مشرب صدرایی تشکیل داده است. عالم، فیلسوف، حكیم، عارف، مدرس و شاعر، متخلص به صهبا و دانشمندى عمیق‏ الفكر و دقیق‏ النظر و كثیرالتفكر و خوش ‏بیان و ادیبى فاضل و شاعرى مبتكر و به صهبا تخلص داشته و مردى زیرك بود. وی انتقال دهنده مکتب عرفانی اصفهان به حوزه تهران بوده و فتح باب عرفانیات در تهران از وی آغاز شده است. آورده اند که سلسله اساتیدش به ملاعلی نوری و آقامحمد بیدآبادی و سپس تا ملاصدرا و از وی تا شیخ الرییس ابن سینا می رسد، وی بیشترین استفاده را از محضر آقا سیدرضی لاریجانی برد. مکتب عرفانی تهران پس از هجرت آقا محمدرضا از اصفهان به تهران، در واقع می توان گفت که مکتب عرفانی اصفهان از دو طریق به حوزه تهران منتقل می شود، یکی از طریق آقا سیدرضی که فضل تقدم و استادی بر شاگرد دارد و دیگری عارف حکیم آقای محمدرضا قمشه ای است. عارف‌ حكیم‌ الهی‌ آقا محمدرضا قمشه ای‌ از حكمای‌ اربعه‌ تهران‌ است‌ كه‌ مدرس‌ عرفانی‌ و حكمی‌ خاص‌ خود را بر مبنای‌ آثار محی‌الدین‌ عربی‌ و شارحانش‌ و مشرب‌ صدرایی‌ تشكیل‌ داده‌ است‌. آقای‌ محمدرضا قمشه ای‌ تا سن‌ شصت‌ و دو سالگی‌ در اصفهان‌ مشغول‌ تدریس‌ حكمت‌ متعالیه‌ و عرفان‌ بود و از آخرین‌ بازماندگان‌ سلسله‌ اساتید حكمت‌ و عرفان‌ در مكتب‌ اصفهان‌ شمرده‌ می‌شود. چندین سال در آن دیار تدریس حكمت و عرفان نمود و در سال قحطى آنچه از زمین و مال داشت فروخت و صرف طلاب فقراء نمود و در اواخر به تهران آمد و در مدرسه میرزا شفیع صدر اعظم (كه در جلو خان مسجد شاه واقع است) به ارشاد مى ‏پرداخت. مى‏گویند فصوص الحكم را بعد از صدر قونوى كسى بهتر از وى مباحثه نكرده است. ایشان در طول حیات خود شاگردان بسیار بزرگی تربیت نمود و آثاری چند را تألیف کرد. شاگردان وی بعد ها خود جزء حکما و علمای صاحب نامی شدند که آنها نیز بعد خود بزرگانی را تربیت نمودند. از شاگردان مشهور حکیم قمشه ای ملا هاشم اشکوری استاد آیت الله شاه آبادی استاد عرفان و اخلاق امام خمینی (ره) می باشند. حکیم قمشه ای سرانجام در سن 63 سالگی و در تهران در سال 1306 ق (1267 ش) همزمان با روز وفات علامه ملا على كنى وفات یافت و در ابن‏ بابویه نزدیك مزار حاج آخوند محلاتى دفن شد. 
حکیم قمشه ای مقدمات علوم را زیر نظر پدرش كه اولین استاد وی بود آموخت. ایشان نزد اساتید بزرگی شروع به تحصیل حكمت و كلام و عرفان نمود. حكمت و كلام را نزد حاج محمد جعفر لنگرودی لاهیجی و میرزا حسن نوری تحصیل كرد و عرفان را نزد حاج سید رضی لاهیجی كسب نموده است. از جمله همدرسان وی می توان به حاج ملاهادی سبزواری اشاره کرد. از آقا محمدرضا قمشه ای‌ نقل‌ شده‌ است‌: در اصفهان‌ نزد حاج‌ ملا محمد جعفر لنگرودی‌ شروع‌ به‌ خواندن‌ شرح‌ فصوص‌ نمودیم‌ و چون‌ لاهیجی‌ اقتدار كامل‌ به‌ تدریس‌ این‌ كتاب‌ نداشت‌ به‌ سراغ‌ آقا سید رضی‌ مازندرانی‌ (لاریجانی‌) رفتیم‌ و نزد او شروع‌ به‌ قرائت‌ شرح‌ فصوص‌ نمودیم‌، او از اینكه‌ ما او را بر حكیم‌ لاهیجی‌ ترجیح‌ داده‌ایم‌ با حالتی‌ نگران‌ گفت‌: تدریس‌ شرح‌ فصوص‌ كار قلندریست‌ و حاج‌ ملامحمد جعفر حكیم‌ است‌ نه‌ قلندر. او پس‌ از تحصیل‌ حكمت‌ نزد آقا میرزاحسن‌ نوری‌ و حاج‌ محمد جعفر لاهیجی‌، شروع‌ به‌ تحصیل‌ در عرفان‌ نظری‌ و آثار محی‌ الدین‌ و صدرالدین‌ قونوی‌ نزد آقا سیدرضی‌ لاریجانی‌ می‌كند و پس‌ از استاد بركرسی‌ تدریس‌ عرفان‌ و آثار محی‌ الدین‌ عربی‌ می‌نشیند. آقا محمد رضا انتقال‌دهنده‌ مكتب‌ عرفانی‌ اصفهان‌ به‌ حوزه‌‌ تهران‌ بوده‌ و فتح‌ باب‌ عرفانیات‌ در تهران‌ از وی‌ آغاز شده‌ است‌. در خصوص اساتید ایشان گفته می شود که سلسله‌ اساتیدش‌ به‌ ملاعلی‌ نوری‌ و آقا محمد بید آبادی‌ و سپس‌ تا ملاصدرا و از وی‌ تا شیخ ‌الرئیس‌ ابن‌ سینا می ‌رسد. 
آقا محمدرضا قمشه ‏اى از مشاهیر حكماء و افاضل مدرسین زمان خود بود. وى قبل از 1300 ق (1262 ش) از اصفهان به تهران عزیمت نموده و در مدرسه صدر (كه در جلو خان مسجد شاه) است به تدریس فقه و اصول و فلسفه و غیره پرداخته و بالخصوص در علم فلسفه و عرفان ید طولا داشت و استادى ماهر بود و جماعتى از بزرگان دانشمندان و حكماء و فلاسفه معروف از وى استفاده معقولى نموده كه هر كدام پس از او فیلسوف بزرگ و حكیمى سترك بودند. حکیم قمشه ای سال‌ها در اصفهان عهده دار تدریس فنون حکمت بود. وی در اوج شهرت آقاعلی حکیم مدرس زنوزی و میرزا ابوالحسن جلوه به تهران آمد و با آنکه مشرب اصلیش صدرائی بود، کتب بوعلی را تدریس کرد. پس‌ از هجرت‌ آقا محمدرضا از اصفهان‌ به‌ تهران‌، در واقع‌ می‌توان‌ گفت‌ كه‌ مكتب‌ عرفانی‌ اصفهان‌ از دو طریق‌ به‌ حوزه‌ تهران‌ منتقل‌ می‌شود، یكی‌ از طریق‌ آقا سید رضی‌ كه‌ فضل‌ تقدم‌ و استادی‌ بر شاگرد دارد و دیگری‌ عارف‌ حكیم‌ آقای‌ محمدرضا قمشه‌ ای‌ است‌. جهانگیرخان قشقائی که سال‌ها شاگرد حکیم قمشه ای بوده است نقل کرده: به شوق استفاده از محضر حکیم قمشه ای به تهران رفتم، همان شب اول خود را به محضر او رساندم، وضع لباس‌های او علمایی نبود، به کرباس‌ فروش‌های سده می مانست، حاجت خود را بدو گفتم، گفت میعاد من و تو فردا در خرابات. خرابات محلی بود در خارج خندق (قدیم) تهران و در آنجا قهوه خانه ای بود که درویشی آنرا اداره می کرد، روز بعد اسفار ملاصدرا را با خود بردم، او را در خلوتگاهی دیدم که بر حصیری نشسته بود. اسفار را گشودم او آن را از بر می خواند سپس به تحقیق مطلب پرداخت، مرا آن چنان به وجد آورد که از خود بی خود شدم، می خواستم دیوانه شوم.حکیم حالت مرا دریافت گفت: «آری قوت مِی بشکند ابریق را» از مشاهیر شاگردان وی نامبردگان زیراند: آیت‏الله حاج میرزا ابوالفضل كلانتر تهرانی علامه حكیم میرزا جهانگیر خان قشقائى آیت‏الله حاج میرزا سید حسین رضوی قمى علامه ملا حیدرخان نهاوندى قاجار آیت‏الله حاج میرزا عبدالله ریاضى رشتى آیت‏الله میرزا على‏اكبر یزدى (مدرس و مقیم قم) علامه شیخ محمود بروجردى آیت‏الله حاج میرزا محمود قمى علامه میرزا هاشم اشکوری رشتى آقا میرزا حسن کرمانشاهی آقا میرزا شهاب نیریزی آخوند ملامحمد کاشی اصفهانی علامه شیخ علی نوری مدرس مدرسه مروی معروف به شیخ علی شوارق، میرزا محمد باقر حکیم مجتهد اصطهباناتی مقیم نجف و مقتول در مشروطیت و مدفون در اصطهبانات حکیم صفای اصفهانی شاعر عارف معروف شیخ عبدالله رشتی ریاضی میرزا على محمد اصفهانى حاج ملا على حكیم الهى سمنانى  
حکیم قمشه ای از روی وجد شعر هم می سرود و تخلص صهبا داشت. بیشتر اشعار وی سبك عراقی است. حکیم قمشه ای که از ذوق شعری عالی، برخوردار بود و به "صهبا " تخلص می کرده است، این اشعار نمونه ای از شعرهای این بزرگوار است.          آن خدای دان همه مقبول و نا مقبول                           من رحمه بدا و الی رحمه یؤل          از رحمت آمدند و به رحمت روند خلق                       این است سر عشق که حیران کند عقول          خلقان همه به فطرت توحید زاده اند                           این شرک عارضی بود و عارضی یزول          گوید خرد که سر حقیقت نهفته دار                             با عشق پرده در، چه کند عقل بوالفضول          یک نقطه دان حکایت ما کان و ما یکون                      این نقطه گه صعود نماید گهی نزول          جز من کمر به عهد امانت نبست کس                         گر خوانیم ظلوم و گر خوانیم جهول همچنین از اوست:                     ساغر ز خون ماست به اندازه نوش كن           این جام باده نیست كه لبریز مى‏كنى 
از آقا محمد رضا قمشه ای آثار زیادی به جا مانده است. وی شعر می سرود و تخلص صهبا داشت. غزلیات وی در یادداشتهای شاگردانش دیده شده، اشعار او بیشتر سبك عراقی داشت و تعداد كمی از آن به جا مانده است. او در اشعارش اشارتی به ائمه اطهار و رسالت خاندان نبوی كرده است. یکی از آثار وی رساله‌ ولایت‌ است که رساله‌ ای‌ است‌ ذیل‌ فص‌ شیثی‌ فصوص‌ الحكم‌؛ در این‌ خصوص‌ استاد آشتیانی‌ می گوید: در فص‌ شیثی‌ در بحث‌ ولایت‌ و تقسیم‌ آن‌ به‌ ولایت‌ مطلقه‌ و مقیده‌، استاد زمان‌ خود، آقا محمد رضا- در رساله‌ ای جداگانه‌ - به‌ ایراد مناقشه‌ و اشكالات‌ عمیق‌ و دقیق‌ بر كلمات‌ شارح‌ در مسئله‌ ختم‌ ولایت‌ پرداخته‌ و اثبات‌ كرده‌ است‌ كه‌ خاتم‌ ولایت‌ مطلقه‌ آدم‌ الاولیاء، علی‌ بن‌ ابی‌ طالب‌، است‌، و دیگر اولیای‌ محمدیین‌. ولایت‌ وارثان‌ ولایت‌ محمدیه‌ موهوبی‌ است‌، مانند اصل‌ نبوت‌ مطلقه‌ و صاحبان‌ مقام‌ و مرتبه‌ نبوت‌، نبوت‌ آنها موهوبی‌ است‌ و آنان‌ بی ‌نیاز از معلم‌ بشری‌ هستند. برخی دیگر از تألیفات ایشان عبارتند از: رساله‌ موضوع‌ الخلافة‌ الكبری‌ رساله‌ در شرح‌ حدیث‌ زندیق‌ رساله‌ فی‌ الفرق‌ بین‌ الاسماء الذات‌ و الصفات‌ رساله‌ در شرح‌ اسفار اربعه‌ رساله‌ در موضوع‌ علم‌ حواشی‌ بر اسفار تعلیقات‌ بر شواهد الربوبیة‌ رساله‌ در تحقیق‌ معانی‌ جوهر در لسان‌ اهل‌ الله‌ حواشی‌ بر فص‌ محمدی‌ و فص‌ نوحی‌ و فصوص‌ دیگر حواشی‌ بر كتاب‌ تمهیدالقواعد ابن‌ تركه‌ حواشی‌ بر مفتاح‌ قونوی‌ رساله‌ وحدة‌ الوجود دیوان‌ اشعار با تخلص‌ صهبا رساله‌ فی‌ الرد علی‌ الاعتراض‌ علی‌ دلیل‌ امتناع‌ امتزاع‌ مفهوم‌ واحد من‌ الحقائق‌ المختلفه‌ رساله‌‌ جوابیه‌ در شرح‌ فقره‌ اللهم‌ انی‌ اسئلك‌ مِن‌ بهائك‌ بابهاه‌ و كل‌ بهائك‌ بهی‌ 
قمشه ‌ای‌ شارح‌ فلسفه‌ صدرایی‌ ذیل‌ مقدمه‌‌ اسفار اربعه‌ می‌نویسد: فلاسفه‌ و حكمای‌ راسخون‌ نظر می‌كنند در آفاق‌ و انفس‌، می‌بینند نشانه‌های‌ حق‌ را و استدلال‌ می‌كنند از آثار و عظمتهای‌ وجود به‌ قدرت‌ خدا. حكما و فلاسفه‌ هم‌ آسمان‌ را و هم‌ زمین‌ را و كیفیت‌ بود آنها را و جهش‌ آنها را هم‌ مشاهده‌ می‌كنند و اینكه‌ چگونه‌ هستند و با چه‌ وضعی‌ حركت‌ می‌كنند. این‌ اشاره‌ است‌ به‌ آیه‌ «سنریهم‌ آیاتنا... ان لهم‌ الحق»‌ و این‌گونه‌ حكمای‌ الهی‌ عالم‌ را با یار و جلوه‌ یار می‌بینند و این‌ سفر اول‌ از اسفار اربعه‌ عقلیه‌ متناظر با آن‌ چیزی‌ است‌ كه‌ اهل‌ سلوك‌ از اهل‌ الله‌ آن‌ را سفر من‌ الخلق‌ الی‌ الحق‌ فرمایند. و در سفر چهارم‌ فیلسوف‌ در خلق‌ آسمانها و زمین‌ نظر می‌كند و رجوعشان‌ را به‌ الله می‌یابد و بر نفع‌ و ضررشان آگاه‌ می‌شود و سعادت‌ و شقاوت‌ دنیا و آخرت‌ را می‌شناسد و لذا نهی‌ از مفاسد و امر به‌ مصالح‌ می‌كند و نظر می‌كند در امر آخرت‌ و حقیقت‌ بهشت‌ و آتش‌ و ثواب‌ و عقاب‌ و صراط‌ و حساب‌ و میزان. 
وكان‌ شدید التسلیم‌ لاخبار اهل‌ البیت‌ علیهم‌ السلام‌ كثیر الاقصار علی‌ ظواهرها و كان‌ یعظم‌ الفقها و یحبهم‌ و یرجع‌ الیهم‌ و یعون‌ علیهم‌... می‌گویند متقابلاً فقهای‌ عظام‌ به‌ اهل‌ حكمت‌ و عرفان‌ احترام‌ نهاده‌ از امثال‌ او در بعض‌ موارد كه‌ مورد هجمه‌ متعصبین‌ و متحجرین‌ قرار می‌گرفتند، دفاع‌ كرده‌اند و از مقامات‌ عالی‌ آنان‌ یاد نموده‌ اند. ولی‌ به‌ هر حال‌ براساس‌ عوامانه‌ كردن‌ دین‌ توسط‌ برخی‌ از فقها به‌ دلیل‌ عدم‌ تفقه‌ در جامعیت‌ دین‌، حكم‌ به‌ تكفیر حكما و عرفا می‌كردند؛ به‌ طوری‌ كه‌ در مورد آقا محمدرضا قمشه ای‌ برخی‌ بر سر منابر حكم‌ به‌ تكفیر می‌نمودند غلام ‌حسین ‌افضل ‌الملك‌ گفته است: درباره‌ آقا محمدرضا قمشه ای‌ بعضی‌ كلمات‌ به‌ میان‌ آمد كه‌ در بعضی‌ از علما او را بر سر منبر تكفیر كردند وعده‌ای‌ از فقها عظام‌ در دفاع‌ از وی‌ آورده‌اند كه‌: شخصی‌ كه‌ با مشرب‌ عارفانه‌‌ وی‌ سر سازگاری‌ نداشته‌، در ملاء عام‌ به‌ تلخ‌ گویی‌ و بی ‌حرمتی‌ زبان‌ گشوده‌، باعث‌ تحریك‌ جماعتی‌ علیه‌ او می‌شود، تا جایی‌ كه‌ نزدیك‌ بود كار بالا بگیرد، ولیكن‌ حضور به‌ هنگام‌ یكی‌ از شاهزادگان‌ در آن‌ معركه‌، باعث‌ متفرق‌ شدن‌ جماعت‌ فتنه ‌گر شده‌ و آسیبی‌ به‌ عارف‌ قمشه ای‌ نمی‌ رسد. 
وفات آقا محمد رضا قمشه ای در سال 1306 ق (1267 ش) روز وفات علامه ملا على كنى اتفاق افتاد. فاضل مراغى او را در كتاب "المآثر والاثار" ذكر كرده و درباره وى گفته كه او مردى متواضع و خوش ‏اخلاق و متقى و پرهیزكار بود و در موقع احتضار و مرگش به كسانى كه اطرافش نشسته بودند توجه كرده و گفت: آیا دیدید اسب سفیدى را كه حضرت امام مهدى ولى عصر عجل‏الله ‏فرجه براى سوار شدن من فرستاده ‏اند. وفات‌ حاج‌ ملاعلی‌ مجتهد معروف‌ به‌ كنی‌ و آقا محمدرضا در یك‌ شب‌ بود. در تشییع‌ جنازه‌ آقا محمدرضا افرادی مثل‌ میرزا ابوالحسن‌ جلوه‌ حضور داشتند. مدفن‌ او را صاحب‌ الطرائق‌ در ابن‌ بابویه‌ نزدیك‌ حاج‌ آخوند محلاتی‌ ذكر می‌كند. ولی‌ مدفن‌ اصلی ‌اش‌ را سر قبر آقا - امام‌ جمعه‌ تهران‌ - به‌ ایوان‌ سنگی‌ كوچكی‌ دانند كه‌ به‌ علت‌ خیابان ‌كشی‌ در آن‌ محل‌، استخوانهای‌ آقا محمدرضا را از آنجا به ابن‌ بابویه‌ برده‌ دفن‌ كرده‌اند. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۰:۱۴

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۰:۱۶

آقا محمد رضا قمشه ای

خلاصه زندگی نامه

 آقا محمد رضا قمشه ای، معروف به حکیم صهبا، از علما و فیلسوفان و یکی از حکمای اربعه تهران است که انتقال دهنده مکتب عرفانی اصفهان به تهران می باشد. وی یکی از اساتید حکمای بزرگ بعد از خود است.  

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع