آریل ساموئل مردخای شرایبر، معروف به آریل شارون، در 27 فوریه 1928، در روستای میلان فلسطین به دنیا آمد؛ روستایی که بعدها شهرک "کفار ملال" نامیده شد. شارون بطور رسمی قتل و کشتار را از 13 سالگی آغاز کرد. شارون در همان زمان عضویت در هاگانا، فلسطینیان بسیاری را در جریان تصرف زمین هایشان به قتل رساند. منفجر کردن 41 خانه به همراه ساکنان آن در روستای القبیه و قتل عام 70 فلسطینی که عمدتا زن و کودک بودند، از اولین قتل عام های شارون محسوب می شود. شارون در سال 1952 در دانشگاه عبری اورشلیم تحصیلات خود را در رشته تاریخ و مسائل خاورمیانه آغاز کرد و سپس برای تکمیل تحصیلاتش به دانشکده حقوق در دانشگاه تل ‌آویو رفت. او در سال 1964 تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به فرانسه برود تا در رشته علوم سیاسی تحصیل کند. شارون در ادامه حیات سیاسی خود در سمت های وزیر شهرک سازی و وزیر جنگ و در نهایت نخست وزیری، جنایتی را در تاریخ ثبت کرد که دیگر کشتارهای وی در زمان عضویت در ارتش و فرماندهی های متعدد نظامی اش چندان به چشم نمی آید. یکی از جنایات معروف او که باعث شد وی لقب "قصاب بیروت" را بگیرد نسل کشی صبرا و شتیلا بود. او در جریان جنگ 1982 با همکاری فالانژهای لبنانی 3500 غیرنظامی فلسطینی را در اردوگاه های پناهندگان صبرا و شتیلا قتل عام کرد. شارون در دسامبر 2000، به عنوان نامزد حزب لیکود برای تصدی نخست وزیری معرفی شد و در فوریه 2001 توانست نخست وزیر اسرائیل شود. او از روز 5 ژانویه سال 2006 به دلیل سکته مغزی در بیمارستان بستری شد و اداره کلیه امور نخست وزیری اسرائیل به "ایهود المرت" معاون نخست وزیر واگذار شد. زندگی نباتی شارون عاقبت در 11 ژانویه 2014 پایان یافت.  
شارون در سن 14 سالگی به گروهی موسوم به هاگانا پیوست. وظیفه این گروه از سال 1920 تا 1948 در منطقه تحت تسلط انگلستان، بیرون کردن فلسطینیان از خانه ها و زمین هایشان با هدف تصرف مناطق فلسطینی نشین بود. شارون در این گروه و از همان سنین 13 - 14 سالگی، با آدمکشی آشنا شد. در روند غصب زمین های فلسطینیان، شارون فلسطینی هایی که مقاومت می کردند را به قتل می رساند. هاگانا گروه هایی از مهاجران یهودی بودند که با مسلح شدن توسط نیروهای انگلیسی حاضر در فلسطین، به تدریج تا زمان اعلام رسمی تشکیل دولت اسرائیل، وظیفه غصب اراضی فلسطینیان را بر عهده داشتند و بعدها پس از تشکیل این رژیم، بنیان ارتش اسرائیل، شبه نظامیان هاگانا بودند. پیش از هاگانا نیز از سال 1907، گروه هایی تحت عنوان "هاشومیر" و "برگیورا" برنامه ریزی و اشغال تدریجی فلسطین را کلید زده بودند. به جز عملیات اشغال، هاگانا وظیفه قاچاق انسان و ورود غیرمجاز یهودیان به فلسطین را نیز بر عهده داشت.  
شارون تا سن 19 سالگی در هاگانا عملیات تجاوز، غارت و غصب املاک ساکنان فلسطین را بخوبی انجام داد تا در سال 1947 و در سن 19 سالگی به عضویت نیروهای امنیتی شهرک های یهودی نشین در آمد. در جنگ 1947، شارون فرمانده گروهان پیاده نظام اسرائیل در اسکندریه بود و در جریان این جنگ نیز مجروح شد اما جان سالم به در برد. وی پله های ترقی در ارتش اسرائیل را به سرعت طی کرد و در سال 1952 به فرماندهی اطلاعات مرکزی ارتش منصوب شد.  
شارون با تشکیل گردانی به نام گردان 101، متشکل از زندانیان یهودی خطرناک و عمدتا محکوم به مرگ، حمله به روستاهای فلسطینی و پاکسازی نژادی را آغاز کرد. حمله به روستای القبیه، 41 خانه را همراه با ساکنان آن منفجر کردند. در جریان این حمله 70 فلسطینی کشته شدند. شارون بعدها مدعی شد گمان می کرده که این خانه ها خالی از سکنه هستند. روستای القبیه در شمال شرقی بیت المقدس و در 44 کیلومتری غرب رام الله واقع است. در ساعت 7 بعدازظهر 14 اکتبر 1953 مورد حمله شبه نظامیان هاگانا قرار گرفت. در این هجوم، صهیونیست ها با لباس مبدل و به رهبری آریل شارون، 70 زن و مرد و کودک فلسطینی را قتل عام کردند.  
در جریان بحران کانال سوئز در سال 1956، نیروهای تحت امر شارون، نزدیک به 300 زندانی غیر مسلح مصری را قتل عام کرده و در گورهای دسته جمعی دفن کردند. روزنامه دیلی تلگراف انگلیس پس از 40 سال از این جنایت شاورن و نیروهای تحت امرش پرده برداشت که در آن زمان تنش های بسیاری در روابط مصر و اسرائیل ایجاد کرد. 
در سال 1973 و در جریان جنگ یوم کیپور، میان مصر و اسرائیل که به اشغال صحرای سینا و بحران کانال سوئز منجر شد، شارون و گردان های تحت امرش بارها از دستورات رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل در آن زمان سرپیچی کردند و بارها بدون اجازه از فرماندهان، به مواضع نیروهای مصری حمله کردند که منجر به کشته شدن ده ها نظامی اسرائیلی شد. اعمال خودسرانه شارون تا سال ها موجی از انتقاد علیه وی را به همراه داشت. وی پس از شکست اولیه از نیروهای مصری، برای تحت تاثیر قراردادن فرماندهان مافوق خود، وانمود کرد که در جریان درگیری مجروح شده است. شارون پیش از این در جریان حمله نافرجام به بیت المقدس برای اشغال آن که از سوی نیروهای نظامی اردنی عقب رانده شده بود، شایعه مجروحیت شدید خود را مطرح کرد که باز هم نادرستی آن مشخص شد. شارون در تمام عملیات هایی که با شکست همراه بوده، برای فرار از بازخواست و کاستن از انتقادات، زخمی می شد. در زمان مناخیم بگین، شارون به وزارت شهرک سازی و کشاورزی منصوب شد. وی در سخنرانی خود و اعلام سیاست های اسکان خود خطاب به یهودیان گفته بود: "همه باید بروند و هرچه می توانند زمین ها و ارتفاعات (فلسطین) را تصاحب کنند تا بر وسعت سرزمین یهود افزوده شود. هر آنچه امروز تصاحب کردید برای شما خواهد بود و اگر تصرف نکنید سرزمین آن ها (فلسطینیان) باقی خواهد ماند. مناخیم بگین در سال 1981، وی را به سمت وزارت دفاع این رژیم برگزید تا سکوی پرتابی باشد برای جنایت های هولناک بعدی شارون.  
"دیر یاسین" نام دهی کوچک در نزدیکی بیت المقدس است. تعداد ساکنان این ده در سال 1948 نزدیک به 700 نفر بود. در 10 آوریل 1948، این ده شاهد هجوم 3 گروه مسلح به نام "ارگون" به سرکردگی مناخیم بگین، گروه "شتیرن" به سرکردگی اسحاق شامیر و گروه "هاگانا" به سرکردگی دیوید بن گوریون بود. در این یورش که با مقاومت ساکنان ده همراه بود، 250 نفر که بیشتر آنها را زنان، کودکان و سالمندان تشکیل می‌داد، کشته شدند. همچنین در این حمله فجایع دیگری از جمله تجاوز جنسی، مثله کردن، پاره کردن شکم زنان باردار و منفجر کردن منازل نیز رخ داد. شارون در سال 1956 فرمانده تیپ زرهی ارتش اسرائیل شد و به درجه ژنرالی ارتقاء یافت. پس از جنگ شش روزه، با پیوستن به حزب لیکود، وارد عرصه سیاست شد و به عضویت کنیست – پارلمان – این رژیم در آمد. در زمان نخست وزیری اسحاق رابین، شارون به لطف سابقه درخشان کشتار و اشغال، مشاور نظامی وی شد.  
حادثه هولناک کشتار صبرا و شتیلا که عنوان "قصاب صبرا و شتیلا" را نیز برای شارون به همراه داشت، از تکان دهنده ترین جنایات وی است. پس از ناکامی تلاش صهیونیست ها برای واداشتن لبنان به صلح و خروج اعضای سازمان آزادی بخش فلسطین، اسرائیل بیروت را به خاک و خون کشید و بشیر جمایل، رهبر فالانژیست ها -مسیحیان مارونی لبنان- را به عنوان رئیس جمهور لبنان منصوب کردند اما کمتر از 3 هفته، در انفجار دفتر حزب فالانژ، وی و بسیاری از مقامات این حزب کشته شدند. پس از این انفجار، نیروهای رژیم صهیونیستی اردوگاه آورگان فلسطینی در جنوب بیروت که بیش از 30 هزار فلسطینی و لبنانی در آن سکونت داشتند، به محاصره خود در آورند. نظامیان صهیونیست به فرماندهی آریل شارون به همراه شبه نظامیان مسیحی فالانژ، با محاصره این اردوگاه، سعی داشتند نیروهای سازمان آزادی بخش فلسطین را که دستاوردهای بسیاری را کسب کرده و تهدیدی برای اسرائیل بودند، متلاشی کنند و لبنان را به منطقه امن اسرائیل تبدیل کنند. حمله به اردوگاه در 16 سپتامبر 1982 – 25 شهریور 1361 – آغاز شد؛ حمله ای که ظرف 38 ساعت فاجعه ای باور نکردنی رقم زد: 3300 آواره فلسطینی و لبنانی به وحشیانه ترین شکل ممکن به قتل رسیدند. نسل کشی "صبرا و شتیلا" آغاز عملیات با ورود شبه نظامیان فالانژ به اردوگاه و حمایت نظامیان صهیونیست کلید خورد. سپس با ورود صهیونیست ها کشتارها به اوج خود رسید. گفته های بازماندگان فاجعه صبرا و شتیلا بیانگر اوج خوی درندگی صهیونیست هاست. به گفته برخی از این بازماندگان، ابتدا کشتارها با سلاح های سرد نظیر چاقو و تبر به فجیع ترین شکل ممکن آغاز شد. صهیونیست ها و فالانژیست ها با ورود به خانه های آورگان، به طرزی وحشیانه با بریدن سر و اعضای بدن فلسطینیان آن ها را به قتل می رساندند. به زنان و دختران پیش از کشتن آن ها بارها تجاوز می کردند و سپس آن ها را به قتل می رساندند. کشتن زنان باردار و دریدن شکم های آن ها، زنده زنده سوزاندن کودکان و ذبح آن ها از جمله خاطرات تلخ بازماندگان این واقعه است. دیوید هرست، نویسنده کتاب " تفنگ و شاخه زیتون؛ ریشه های ناآرامی ها در خاورمیانه" که به عنوان خبرنگار در زمان نسل کشی صبرا و شتیلا در بیروت حضور داشت، مشاهداتش را اینگونه در کتاب خود آورده است: «اولین واحد شامل 150 شبه نظامی فالانژیست از در اردوگاه شتیلا وارد شدند که گروهی از آنها علاوه بر سلاح، چاقو نیز به همراه داشتند. قتل عام به مدت 38 ساعت شروع شد و حتی در شب نیز با روشن کردن محوطه اردوگاه توسط اسرائیلی ها ادامه داشت؛ آنها به زور وارد خانه های مردم شده و فلسطینی های در خواب را به رگبار مسلسل بستند. فالانژ ها بعضاً قبل از کشتن آنان را شکنجه می دادند چشم هایشان را درمی آوردند، زنده زنده پوستشان را می کندند، شکم ها را می دریدند، به زنان و دختران گاه بیش از 6 بار تجاوز می کردند و بعد سینه هایشان را می بریدند و در آخر به ضرب گلوله آنها را از پا درمی آوردند. بچه ها را از وسط دو شقه می کردند و مغزشان را به دیوار می کوبیدند. در حمله به بیمارستان عکا تمام بیماران را بر روی تخت خود کشتند. دست بعضی را به ماشین می بستند و در خیابان ها می کشیدند، دست های فراوانی برای بیرون آوردن دستبند و انگشتر قطع شد. اجساد مردم تا چند روز بر زمین مانده بود و گربه ها از گوشت آنها می خوردند و آنقدر وحشی شده بودند که به مردم زنده نیز حمله می کردند زیرا به خوردن گوشت انسان عادت کرده بودند.» مقامات ارتش اسرائیل، از جمله ژنرال آموس یارون فرمانده این نیروها در لبنان، بر بالای بام ساختمانی 7 طبقه در 200 متری اردوگاه مستقر شده بودند و از نزدیک بر این فاجعه نظارت می کردند. با وجود اعلام خبر قتل عامل به ژنرال رافائل ایتان رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل، وی دستور داد کشتار تا ساعت 8 صبح روز بعد نیز ادامه پیدا کند. پس از ورود نظامیان به اردوگاه، تانکها و بلدوزرها نیز وارد اردوگاه شده و مناطقی را که نظامیان ترک کرده بودند به گلوله بسته و سپس با بولدوزر صاف می کردند. با نزدیک شدن به ساعات پایانی عملیات، بولدوزرها با حفر گورهای دسته جمعی، بسیاری از قربانیان را به همراه بسیاری دیگر که هنوز زنده بودند دفن کردند. به همین دلیل نمیتوان تعداد دقیق کشته ها را تخمین زد. پس از حضور صلیب سرخ در اردوگاه، هیچ یک از کشته ها به عنوان اعضای سازمان آزادی بخش فلسطین شناسایی نشدند و همگی غیرنظامیان و آوارگانی بودند که در آنجا پناه گرفته بودند. قتل مستقیم دو کودک فلسطینی "جرج اسلویتزر" کارگردان هلندی درباره جنایت صبرا و شتیلا گفته است هنگام حمله نظامی اسرائیل به بیروت، پایتخت لبنان در سال 1982، شارون را مشاهده کرده که با کلت کمری خود دو کودک فلسطینی را در اردوگاه صبرا و شتیلا به قتل رسانده است. اسلویتزر در مصاحبه با روزنامه فولکس کرانت چاپ هلند گفت: «در حالی که کنار وزیر جنگ وقت اسرائیل ایستاده بود مشاهده کرد که وی با کلت کمری خود دو کودک فلسطینی را در فاصله تقریبا 10 متری در بخش ورودی اردوگاه صبرا و شتیلا به قتل رساند.»  
شارون پس از نسل کشی "صبرا و شتیلا"، به عنوان مسئول غیر مستقیم در کشتار معرفی شد و مدتی بعد از وزارت جنگ اسرائیل استعفا داد. وی سپس با رسیدن به پست نخست وزیری، به جنایات خود علیه فلسطینیان ادامه داد. او پس از رسیدن به نخست وزیری، با رفتن به مسجد الاقصی و تحریک فلسطینیان، درگیری های خونینی را میان نظامیان اسرائیلی و فلسطینیان باعث شد که بعدها سرآغاز انتفاضه مسجد الاقصی شد.  
در زمان نخست وزیری شارون تروریسم دولتی اسرائیل پر رنگ تر شد و ترور رهبران فلسطینی جدی تر در دستور کار این رژیم قرار گرفت. شارون با راه اندازی جوخه های مرگ، سیاست حذف رهبران مقاومت را کلید زد. ترور شیخ احمد یاسین و عبدالعزیز رنتیسی از رهبران مقاومت اسلامی فلسطین، از جمله بارزترین عملیات ترور در زمان نخست وزیری شارون بوده است. شارون که مدتها به عنون نماد توسعه طلبی در اسرائیل و اسطوره یهودیان نامیده می شد، به دلیل جنگ لبنان و سیاست های غلط بعدی در زمان وزارت شهرک سازی و وزارت جنگ، به یکی از متهمان اصلی در تضعیف اسرائیل و قدرت گرفتن حزب الله در لبنان تبدیل شد. وی در زمان پیوستن به حزب لیکود و برای جلب آرا در راه رسیدن به مقام نخست وزیری قول داده بود که در صورت انتخاب شدن به عنوان نخست وزیر، ظرف 100 روز کار فلسطین و فلسطینیان را یکسره کند و موقعیت اسرائیل را تثبیت نماید. ترور اسحاق رابین قساوت شارون تنها محدود به غیریهودیان نبوده و او به دوستان خود نیز رحم نکرده است. بسیاری در اسرائیل شارون را بدلیل نفرت از اسحاق رابین، عامل ترور وی معرفی می کنند.  
در برابر کشتارهایی نظیر صبرا و شتیلا و دیگر قتل عام های شارون، سخن گفتن از فساد مالی شاید به طنز بیشتر شباهت داشته باشد اما شارون در زندگی خود به جنایت علیه بشریت اکتفا نکرد و مجموعه ای از جنایت، نسل کشی، قتل عام، فساد مالی، رشوه، سوء استفاده از قدرت، فساد مالی فرزندان، دو بار ازدواج و دو بار طلاق و ... را در کارنامه سیاه خود ثبت کرده است. عمری شارون، فرزند ارشد شارون، در سال 2008 از سوی دادگاه عالی اسرائیل به جرم تقلب و رشوه در جریان انتخابات حزب لیکود به 9 ماه حبس محکوم و راهی زندان شد. وی به همراه پدرش با سوء استفاده از نفوذ و قدرت سیاسی، شرکت هایی پوششی تاسیس کردند تا به کاندیداتوری آریل شارون برای رهبری حزب لیکود و نخست وزیری کمک مالی کنند. خود آریل شارون نیز پس از ورود به کنیست اسرائیل، زمین های بسیاری را در اراضی اشغالی تصاحب کرده و به نام خود زده بود. با تصویب قانون امکان خرید و فروش سرزمین های اشغالی، شارون و دستیارانش وارد عمل شده و بسیاری از اراضی اشغالی را تحت عناوین مختلف به تصرف خود در آوردند.  
روز 5 ژانویه سال 2006 نقطه پایانی بود بر حیات آریل شارون که حیوانی خواندن آن نیز گویای عمق جنایات وی نیست. آریل شارون با حمله مغزی به کما رفت و تنها به کمک دستگاه های مراقبت پزشکی، غذا رسانی از طریق لوله و کپسول اکسیژن حیات نباتی داشت. به گفته یکی از پزشکان معالج شارون که نخواست نامش فاش شود، مغز وی رو به زوال بود و تنها بخش های کنترل کننده ارگان های حیاتی باقی مانده و باقی حجم مغز وی بصورت مایع درآمده بود. به گفته این پزشک حجم مغز شارون به اندازه یک پرتقال کوچک شده بود. سالها در کما شارون تا سال 2010 در مرکز درمانی شبا، در نزدیکی تل آویو تحت مراقبت بود. یک تیم از پرستاران به صورت 24 ساعته بدن شارون را برای جلوگیری از زخم بستر جابجا می کردند. یک پرستار نیز همواره شب ها بر عملکرد دستگاه ها نظارت داشت. شارون که همواره به چاقی و اضافه وزن مشهور و مشهود بود، به وزنی کمتر از 50 کیلو رسیده بود. هزینه نگه داری و مراقبت از شارون سالانه نزدیک به نیم میلیون دلار بود و رسانه ها همین هزینه بالا را یکی از دلایل انتقال شارون به خارج از بیمارستان به یک منزل مسکونی در جنوب اسرائیل اعلام کردند.  
با وجود مرگ شارون و زندگی نباتی او به کمک دستگاه های پزشکی، پسرش سخنانی در توصیف وضعیت کنونی پدرش می زد که رسانه ها با حالتی تمسخر آمیز به انعکاس این صحبت ها می پرداختند. عمری شارون، یکی از پسرهای آریل شارون، وضعیت پدرش را غرور آمیز می خواند و نگاه وی را سرشار از امید و مصمم تفسیر می کرد. به گفته پزشکان، چشم های شارون گاهی بدلیل شوک های مغزی ناگهان باز می شد و تا ساعتها باز می ماند و دوباره بسته می شد. به همین دلیل عمری و گیلاد شارون، دو پسر وی، همچنان به بازگشت پدرشان امیدوار بودند. با اینکه پزشکان هرگونه هوشیاری و امکان بازگشت شارون را غیرممکن خوانده بودند، عمری شارون در مصاحبه با نیویورک تایمز گفت: «پدرش به او نگاه می کند و صدای او را می شنود. هرگاه که از او می خواهم او انگشتانش را حرکت می دهد.» وی در توصیف بدن نحیف و بی جان شارون می گفت: «پدرم همانند یک پادشاه بر تخت خود به آرامی خوابیده است؛ مصمم، قوی و سالم. گونه های او نیز از سلامت به سرخی می زند. اندکی هم از گذشته چاق تر شده است پدرم امسال به خانه باز خواهد گشت». پایگاه خبرنیوز اردن اعلام کرد که پزشکان بیمارستان صهیونیستی "هداسا" به علت تعفن اعضایی از بدن آریل شارون، نخست‌ وزیر اسبق رژیم صهیونیستی مجبور شده ‌اند بخشی از اعضای داخل شکم وی را از بدنش خارج کنند.  
پت رابرتسون، از مسیحیان اوانجلیست اسرائیل، در مصاحبه ای، مرگ شارون را عذاب خداوند برای وی دانسته است. رابرتسون معتقد است شارون بدلیل سیاست های غلطی که منجر به تاخیر در شکل گیری سرزمین یکپارچه یهودی، از سوی خداوند مجازات شده و اکنون با مرگ دست به گریبان است. این صهیونیست تندرو به سایر نخست وزیران اسرائیل هشدار داد در صورتی که راه شارون را پیش بگیرند، سرنوشتی به مانند او در انتظار آن ها خواهد بود. شارون در اواخر عمر سراسر جنایت خود بدلیل عقب نشینی از غزه و شکست از مقاومت فلسطین، مورد انتقاد صهیونیست ها قرار گرفته بود. نفرین "تازیانه های آتش"، آموزه های کابالیست ها شایعه و افسانه دیگری که در مورد مرگ شارون مطرح است، گرفتار شدن وی به نفرین یهودیان کابالا و نفرین معروف "پولسا دنورا" به معنای "تازیانه های آتش" است. براساس آموزه های کابالیست ها، با انجام این مراسم فرشته های آسمانی تمام نفرین ها و صفات بد ذکر شده در  کتاب مقدس را برای فرد مورد نفرین فرود می آورند تا به خاطر گناهانی که انجام داده مجازات شود. در میان یهودیان این شایعه مطرح شده است که پیش از ترور اسحاق رابین، این مراسم برای وی برگزار شده و وی به این نفرین گرفتار شده است. همین مطلب در مورد آریل شارون نیز معروف است که پیش از سکته مغزی وی، مراسم مشابهی برای نفرین شارون برگزار شده است. براساس گفته های "آویگدور اسکیم" از خاخام های اعظم "هیکل امونیم"، 6 ماه قبل از حملات مغزی شارون، مراسم نفرین او برگزار شده و در آن مراسم از فرشته مرگ خواسته شده تا نخست وزیر اسرائیل را به دلیل عقب نشینی از غزه بکشد و روح او را در عذاب نگه دارد. افسانه سقوط اسرائیل با مرگ شارون شایعه ها در مورد مرگ شارون به اینجا ختم نمی شود. یکی دیگر از افسانه های مطرح در مورد مرگ شارون، پیوند خوردن زندگی شارون با سرنوشت اسرائیل است. براساس این افسانه، گروهی از یهودیان معتقدند با مرگ شارون اسرائیل نیز نابود خواهد شد. به همین دلیل پس از گذشت سالها از مرگ مغزی و زندگی نباتی شارون، با جدا کردن دستگاه ها از بدن او موافقت نشده است. هرچند، به نظر می رسد این افسانه تا کنون بیش از شایعات دیگر به واقعیت نزدیک شده و با وجود ادامه حیات نباتی آریل شارون، اسرائیل به سرعت مسیر سقوط و نابودی را طی می کند.  
روز 21 دی ماه 1392 رسانه ها خبر مرگ قصاب "صبرا و شتیرا" را پس از 8 سال زندگی نباتی پخش کردند.آریل شارون، بعد از آنکه در چند روز گذشته با افت شدید علایم حیاتی روبرو شد، دقایقی قبل در مرکز درمانی "شبا" در سن 85 سالگی جان داد. شارون از سال 2006 و در حالی که نخست ‌وزیری رژیم ‌صهیونیستی و رهبری حزب تازه ‌تأسیس "کادیما" را بر عهده داشت، بعد از دو سکته مغزی به کما رفت و از آن زمان با صرف هزینه ‌های فراوان زندگی نباتی داشت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۰:۴۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۰:۴۳

آریل شارون

خلاصه زندگی نامه

 آریل ساموئل مردخای شرایبر، نخست ‌وزیر اسبق رژیم ‌صهیونیستی که لقب "قصاب بیروت" را برای نسل کشی "صبرا و شتیلا" گرفته بود. 

درخت واره
ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع